X
تبلیغات
مردم88

مردم88

-مرگ بر منافقین - مرگ بر مخالفین جمهوری اسلامی ایران - مرگ بر موسوی - مرگ بر وطن فروشان بی غیرت-

آدرس جدید وبلاگ:www.mardom882.blogfa.com

 

با توجه به اینکه بلاگفا این وبلاگ را از درج در لیست

فهرستهای بلاگفا حذف کرده از این به بعد به ادرس زیر مراجعه فرمائید:

آدرس جدید وبلاگ:

 

www.mardom882.blogfa.com

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1392ساعت 12:7  توسط مردم، ملت شريف ايرن، بچه شيعه، حزب الله  | 

توجه - توجه

 

با عرض سلام خدمت دوستان

این وبلاگ همان وبلاگ مردم۸۸ (www.mardom88.blogfa.com) می باشد.

اینجانبان مطالب خود را از سایت های رجا، فارس و......برداشت مي كرديم و نه عكسي و نه .... تمام مطالب مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران بوده. حالا به هر دليلي وبلاگ مذكور را مسدود كرده اند.

در عجبيم كه وبلاگهاي هستند كه به رهبري و دولت و اسلام و... توهين مي كنند ولي شماها ككتان هم نمي گزد.

 

در هر صورت مرگ بر منافق

 

 


مردم88

 


اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر

و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره


 
مرگ بر رژیم جعلی اسرائیل و صهیونیست

 
مرگ بر فرقه ضاله بهائیت


مرگ بر منافقین
 
 
مرگ بر سران فتنه

(مخصوصا موسوی)

 
سران فتنه را محاکمه کنید
 
مرگ بر مخالفین جمهوری اسلامی ایران
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1390ساعت 8:0  توسط مردم، ملت شريف ايرن، بچه شيعه، حزب الله  | 

مقاله در خصوص شهيد - دردنامه فرزند شهید

 

بسم رب الشهداء


مقاله در خصوص شهيد

دردنامه


امام خميني(ره):
«هر چه انقلاب اسلامي دارد از بركت مجاهدت شهداء و ايثارگران است»



به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا)، يكی از فرزندان شهيد كشورمان طی تماسی با خبرگزاری ايكنا (با تأكيد بر اينكه علاقه‌ای ندارد نامش عنوان شود) دست‌نوشته‌ای را كه محصول 30 سال زندگی در جامعه اسلامی به عنوان فرزند شهيد است، به اين خبرگزاری ارائه كرد.

اين دست‌نوشته يا بهتر بگوييم دل‌نوشته در قالب تعريفی از معنای واژگانی چون شهيد كيست؟ جانباز كيست؟ پدر، مادر، همسر، خواهر و برادر شهيد كيست؟ و ... تدوين شده است.

تعاريفی عينی، حقيقی و حتی ملموس كه واقعيت موجود جامعه ما را نشان می‌دهد، واقعياتی كه برخی تلخ و برخی شيرين است. درد دلی كه بايد شنيد و انديشيد. خبرگزاری ايكنا با ادای احترام به تمام شهيدان و خانواده‌های صبور آنها اين دل‌نوشته را منتشر می‌كند، همچنين مطالب ذكر شده در اين يادداشت صرفاً ديدگاه نگارنده آن است.

فقط بايد گفت: با ديدن عكس شهدا، عكس شهدا عمل نكنيم.

 

ادامه مطلب


لطفا این خبر را منتشر فرمائید و در قسمت نظرات آدرس سایت را گذاشته تا به این لیست اضافه گردد.


اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر

و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم تیر 1390ساعت 20:42  توسط مردم، ملت شريف ايرن، بچه شيعه، حزب الله  | 

ما از اولش ساندیس خور بودیم

 

ما از اولش ساندیس خور بودیم...

 

 

 


اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر

و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره


 
مرگ بر رژیم جعلی اسرائیل و صهیونیست

 
مرگ بر فرقه ضاله بهائیت


مرگ بر منافقین
 
 
مرگ بر سران فتنه

(مخصوصا موسوی)

 
سران فتنه را محاکمه کنید
 
مرگ بر مخالفین جمهوری اسلامی ایران
+ نوشته شده در  شنبه هفتم اسفند 1389ساعت 14:2  توسط مردم، ملت شريف ايرن، بچه شيعه، حزب الله  | 

میلیاردر دست راست روحانی کیست؟ + تصاویر و اسناد

 

میلیاردر دست راست روحانی کیست؟

+ تصاویر و اسناد

 

* احمد موسوی کیست؟

به گزارش پایگاه خبری صراط، احمد موسوی صاحب و مالک چند شرکت معروف بازرگانی و یکی از بزرگترین سهامداران بانک گردشگری بوده است که در ادامه شرکت‌های متعلق به وی همراه با مستندات می آید:

موسوی هم‌اکنون مدیرعامل شرکت ایران توسعه (فعال در زمینه های تحقیقات، تولید و پرورش اسب، تجاری، ورزشی، دامی و نیز مجری احداث شهرک های توریستی، تفریحی و ورزشی)، رئیس هیئت مدیره شرکت سونیران (واردکننده لپ‌تاب سونی و ......)، خریدار گروه هتل‌های لاله به ارزش 120 میلیارد تومان، رئیس هیئت مدیره شرکت پارس توسعه (بزرگترین مجموعه تولید و پرورش اسب‌های ورزشی در ایران) و مالک پروژه یک میلیارد دلاری بزرگترین شهر تفریحی ایران در 50 کیلومتری تهران و در منطقه ویژه اقتصادی پیام است.

ادامه مطلب

 


برای سلامتی و طول عمر حبیب ابن مظاهر انقلاب آیت الله جنتی(دامه برکاته) صلوات


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1392ساعت 9:21  توسط مردم، ملت شريف ايرن، بچه شيعه، حزب الله  | 

آیا هاشمی در خردادماه 92 به ایستگاه آخر می‎رسد؟

 

آیا هاشمی در خردادماه 92 به ایستگاه آخر می‎رسد؟

 

اظهار نظرهای نزدیکان هاشمی رفسنجانی و همچنین اعضای خانواده ایشان گویای این امر است که آیت الله 78 ساله، شخصا توان رویارویی با رقبای انتخاباتی را نداشته و با معرفی گزینه ای برای پیاده سازی طرح انتخاباتی خود، در یازهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری خود را در معرض انتخاب مردم قرار خواهد داد ولی با تمام این اوصاف سؤالی مطرح می‎ماند که باید برای پاسخش تا 24 خردادماه صبر کرد: «آیا روند پایان عصر هاشمی که از خرداد 84 آغاز شده در خرداد 92 به ایستگاه آخر خود می‎رسد؟»
 
به گزارش مردم۸۸ جهان، سیاستمدار 78 ساله رفسنجانی از معدود افرادی است که هر رفتاری که داشته باشد در فضای سیاسی کشور تأثیرگذار است و از چشم رسانه‎ها دور نخواهد ماند. شاید اغراق نباشد اگر ادعا کنیم که اکبر هاشمی رفسنجانی بهرمانی در دو دهه اخیر مهم‎ترین فرد در انتخابات‎‎ ریاست‎جمهوری تلقی می‎شود. باید پذیرفت که مرد اول همه انتخابات ریاست‎جمهوری کسی جز هاشمی نیست.

در سال‎‎های 68 و 72 تقریبا بدون دغدغه توانست در انتخابات ریاست‎جمهوری به پیروزی دست یابد و باید پذیرفت که در سال 76 مردم هیچ شناختی از رییس کتابخانه ملی نداشتند و بیش از آن‎که به سیدمحمد خاتمی رأی دهند، به کسی رأی دادند که تصور می‎کردند راهی به غیر از هاشمی خواهد رفت.

سال 84 نیز باز هم سردار سازندگی وارد میدان شد و باز هم مردم به کسی رأی دادند که تصور می‎کردند بیشترین زاویه را با هاشمی رفسنجانی دارد. دولت نیز به خوبی این موضوع را درک کرده بود و چهار سال بعد با شبیه‎سازی فضای دو قطبی هاشمی- آنتی هاشمی توانست رأی بدنه مردم را کسب کند. پس واقعا گزافه نیست بگوییم که مرد اول شش دوره اخیر ریاست‎جمهوری، هاشمی رفسنجانی بوده است؛ فردی که در کشور مخالفین جدی و زیادی دارد و از آن طرف موافقینی نیز دارد.

در چهار سال اخیر دولت و برخی دیگر از جریانات سیاسی که حیات خود را صرفا در همین دو قطبی می‎دیدند، همه تلاش خود را جهت زنده نگه داشتن این فضا به‎کار بردند. مخالفین دولت از هر سلیقه و گروهی وابسته به هاشمی معرفی شدند! سناریویی که از سوی هاشمی نیز مورد استقبال قرار گرفته است و موجب زنده بودن نام وی در محافل سیاسی خواهد شد.


حالا در شرایط کنونی که رسانه‎ها خبر‎هایی از حضور وی از قول مقامات عالی دولت و برخی دیگر از چهره‎‎های نزدیک به دولت منتشر می‎کنند، به‎نظر می‎رسد برخی در نظر دارند باز هم برای انتخابات سال آینده علَم هاشمی را بلند کنند تا در کنار آن بتوانند علَم دشمنی با وی را نیز بلند کرده و از فضای دو قطبی موجود، شاه‎ماهی خود را صید کنند.

_ گزارش زیر به احتمال حضور آیت‎الله هاشمی رفسنجانی در انتخابات سال آینده پرداخته‎ است که ملاحظه می کنید.


آن‎هایی که فکر می‎کردند شکست تاریخی هاشمی رفسنجانـــی از محمــــود احمدی‎نژاد در سوم تیر ۸۴، پایان تأثیرگذاری سیاسی اوست، اشتباه می‎کردند؛ همان‎گونه که بعد‎ها کناره‎گیری هاشمی رفسنجانی از سمت امام جمعه موقت تهران، پایان ریاست هاشمی رفسنجانی بر مجلس خبرگان رهبری، پایان ریاست عبدالله جاسبی بر دانشگاه آزاد اسلامی و به تبع آن پایان قدرت خانواده هاشمی در این دانشگاه و حتی دستگیری مهدی و فائزه هاشمی رفسنجانی هم نتوانست ستون سابق انقلاب را نسبت به انتخابات بی‎تفاوت یا حداقل بی‎تأثیر کند. انتخابات ریاست‎جمهوری جدید در پیش است و هرچه جلوتر می‎رویم، به سبک همه انتخابات‎‎های ریاست‎جمهوری گذشته، سیاستمداران و رسانه‎ها، سهم و وزنی را نیز برای هاشمی قائل می‎شوند.

تلاش برای بازسازی چهره خاندان هاشمی
علی‎رغم ادعای چند روز پیش هاشمی رفسنجانی مبنی بر اینکه از نوشتن هیچ نامه‎ای پشیمان نشده‎ام، به‎نظر می‎رسد اگر به عقب برگردیم، قطعا خاندان هاشمی برخی اشتباهات استراتژیکی که پس از فتنه 88 انجام داد را مرتکب نخواهد شد. مهم‎ترین اشتباهی که آیت‎الله انجام داد، کناره‎گیری او از نماز جمعه تهران بود؛ جایی که می‎توانست تریبونی خوب برای انعکاس نظراتش باشد. در پی این اتفاق بـود که هاشمی در انزوا فرو رفت و دوران افولش آغاز شد. مشاوران آیت‎الله به‎دنبال راهی برای ترمیم چهره از دست رفته وی بودند و در این راه بازگشت مهدی و تن‎دادن به دادگاه را بهترین راه برای تبری هاشمی بزرگ می‎دانستند. این‎گونه شد که مهدی هاشمی از لندن به تهران بازگشت، خود را به دستگاه قضایی معرفی کرد، راهی زندان شد و در آخر هم با قید وثیقه‎ای میلیاردی موقتا آزاد شد. همچنین از دید برخی کارشناسان، اجرایی‎شدن حکم زندان فائزه هاشمی نیز می‎توانست به بهبود چهره هاشمی کمک کند. این راهبرد را می‎توان در صحبت‎‎های علیخانی، مشاور پارلمانی هاشمی بزرگ، دید: «آقای هاشمی اعتقاد دارند که هیچ فرقی بین فرزندان او و فرزندان مردم نیست. بنده دیروز با ایشــان ملاقــات داشتم که روحیه بسیـار بالایی در ایشان دیدم و به اعتقاد من با دستگیری مهدی، مخالفان هاشمی خلع سلاح شدند...»

آغاز بازی با ایده وحدت ملی
با آرام‎شدن اوضاع، آیت‎الله هاشمی رفته‎رفته فعالیت‎‎های معطوف به انتخابات 92 خود را آغاز کرد. وی در مصاحبه مهرماه خود با روزنامه آرمان، به تحلیل شرایط کشور پرداخت و درباره کاندیداتوری احتمالی خود نیز گفت: «بعد از جلسه مجمع، معمولا چهار پنج نفر از دوستان می‎مانند و با هم ناهار می‎خوریم و مسائل کشور و راهکار‎ها را مطرح و بحث می‎کنیم. این حرف را هم من به آقای ناطق زدم و هم ایشان به من زدند. گفتم: هنوز وضع جسمی و سن شما بهتر از من است و بیایید. ایشان هم برعکس به من می‎گفت. اما همه حرف بود. گفتم که دیگر نمی‎توانم بیایم و آقای ناطق هم عذر‎هایی داشت.»
هاشمی آبان‎ماه نیز دیدار‎های معطوف به انتخابات را آغاز کرد و در یکی از این سلسله اقدامات به دیدار جبهه اصلاح‎طلبان رفت و دیدگاه‎های خود را با آنان در میان گذاشت. او در این دیدار به‎روشنی از ایده دولت وحدت ملی دفاع کرد؛ ایده‎ای که تحلیلگران از افرادی چون خاتمی، ناطق نوری، حسن روحانی و محمدرضا عارف به‎عنوان محتمل‎ترین گزینه‎‎های آن یاد می‎کنند.
وی در تاریخ هشتم آبان‎ماه در دیدار با جمعی از نمایندگان ادوار مجلس در توجیه ایده وحدت ملی با مغرض‎خواندن منتقدین و سیاسی کار دانستن آنها گفت: «استفاده از همه ظرفیت‎‎های نظام و دلسوزان کشور به‎منظور ایجاد وحدت و همدلی همواره مورد تأکید و اهتمام امام راحل (رحمت‎الله‎علیه) و رهبری معظم انقلاب بوده است.»
در این میان برخی رسانه‎‎های منتقد و اصول‎گرا نیز همگام با نقد ایده دولت وحدت ملی، درباره طرح ویژه اطرافیان آیت‎الله مبنی بر ناکارآمد بودن مدیریت اصول‎گرایی هشدار‎هایی دادند. بر این اساس، آیت‎الله هاشمی رفسنجانی و تیم سیاسی و رسانه‎ای او در نظر دارند، در قالب طرح دولت وحدت ملی، مجموعه‎ای از اصلاح‎طلبان و کارگزارانی‎ها و اصول‎گرایان طیف سنتی و بعضا دولتی را گرد هم جمع کنند تا برندگی و کارایی اصول‎گرایی انتقادی –که بزرگ‎ترین منتقد بازگشت مدیریت‎‎های ناکارآمد گذشته به صحنه سیاسی است- را کند کنند.

و حالا  انتخابات آزاد
«انتخابات آزاد» دیگر کلیدواژه‎ای است که هاشمی به‎دنبال طرح آن رفته است. اولین‎بار در شهریورماه بود که در دیدار با اعضای شورای عمومی انجمن اسلامی دانشکده فنی دانشگاه تهران و برخی دیگر از دانشگاه‎‎های کشور، برگزاری انتخابات آزاد را راه حل تمامی مشکلات کشور معرفی کرد! او بعد‎ها در چند نوبت دیگر از این ایده یا بهتر بگوییم طریق جدید شبهه‎افکنی در انتخابات دفاع کرد و مواضع خود را در جمع‎‎های مختلف مطرح کرد.

هاشمی منجی می‎شود!
در ذیل اجرای دو طرح «انتخابات آزاد» و «دولت وحدت ملی»، ‎ اطرافیان و رسانه‎‎های نزدیک به هاشمی، او و افکارش را در حد یک منجی بالا بردند! مصاحبه‎‎های پی در پی هاشمی و فرزندانش، دیدار‎های متعدد آیت‎الله و همچنین مصاحبه‎‎های متعدد سیاسیون نزدیک به هاشمی حکایت از این راهبرد دارد. به‎طور مثال علی مطهری در مصاحبه با روزنامه اعتماد در تاریخ ۲۷ آبان‎ماه می‎گوید: «حضور هاشمی رفسنجانی در یک دوره چهارساله می‎تواند کشور را از مشکلات خارج کند»

حبیــب‎الله عسگراولادی یکـــی از اصلی‎ترین چهره‎‎های راست سنتی، که این‎روز‎ها مواضع جنجالی‎اش درباره سران فتنه زبانزد است نیز می‎گوید: «متأسفانه برخی سخت‎گیری‎‎هایی راجع به آیت‎الله هاشمی رفسنجانی و آقای ناطق نوری می‎شود که اگر ما به وضعیت دنیای اسلام نگاه کنیم می‎بینیم که آن‎ها چراغ برداشته و به‎دنبال افرادی مانند هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری می‎گردند. ما اگر در داخل کشور وحدت می‎خواهیم نباید احساساتی برخورد کنیم...» یا در اظهارنظری دیگر علیزاده طباطبایی، وکیل خانواده هاشمی، گفته بود، «بعید می‎دانم که هاشمی کاندیدای انتخابات شود اما از آن‎جا که وی همیشه براساس تکلیف عمل می‎کند، اگر تشخیص بدهد که باید در این دوره کاندیدا شود، می‎آید.»

Hashemi 2013  در صحنه
هفته‎ای که گذشت یکی از پرکارترین هفته‎های آیت‎الله هاشمی رفسنجانی بود. او هر روز با گروه‎‎های همسویش جلساتی علنی و غیرعلنی برگزار می‎کرد. وی در دیدار با جمعی از رسانه‎ای‎ها، ‎ آب پاکی را روی دست همه ریخت و گفت: «اگر مطمئن بودم کسی غیر از من نمی‎تواند شرایط کشور را تغییر دهد، لحظه‎ای تردید نمی‎کردم و وارد عرصه می‎شدم. هنوز بنا ندارم وارد صحنه شوم و کار من صحبت با رهبری است و با ایشان برادرانه و دوستانه همچون دوران گذشته گفت‎وگو دارم و فکر می‎کنم این بهترین راه است.» با این حال سؤالی که مطرح می‎شود این است که چه کسانی از طرح حضور هاشمی رفسنجانی در انتخابات که اکنون در آستانه ۷۹ سالگی قرار دارد، سود می‎برند. بررسی این سؤال می‎تواند اهداف مطرح‎کنندگان آن را هویدا سازد.

دوقطبی‎ساز‎ها به‎دنبال تقابلی جدید
اگر در این نظر که «رأی به احمدی‎نژاد 84، بیشتر نه به هاشمی بود»، مناقشه است، اما هیچ‎کس تردیدی ندارد که عمده‎ترین دلیل پیروزی احمدی‎نژاد در انتخابات 88، دوقطبی‎ای بود که احمدی‎نژاد هوشمندانه به آن دامن زد و در آن شب تاریخی مناظره با میرحسین موسوی به نقطه اوج خود رساند. احمدی‎نژاد آن شب دربرابر چشم میلیون‎ها بیننده گفت: «باور من این است که امروز آقای موسوی در برابر من نیست... بلکه سه دولت پی‎درپی در برابر بنده قرار گرفته‎اند؛ هم آقای موسوی هم آقای هاشمی و هم آقای خاتمی که این سه در گذشته باهم بودند... از روز اولی که این دولت تشکیل شد هجوم‎‎ها بود برای ضربه‎زدن. البته مردم این‎ها را می‎دانند اما باید جوان‎ها هم بدانند که بنده در برابر یک کاندیدا نیستم دربرابر یک مجموعه‎ای هستم که با محوریت آقای هاشمی و همکاری آقای موسوی و خاتمی علیه بنده حرکت کردند.»

فضای فعلی رسانه‎‎‎های نزدیک به احمدی‎نژاد نشان می‎دهد سومین دوقطبی نیز در پیش است و دولت در آستانه رقابت انتخابات 92 به‎دنبال این است که برای بار آخر از هاشمی استفاده کرده و از دوقطبی هاشمی و یارانش در برابر احمدی‎نژاد و یارانش برای پیروزی دیگری بهره بگیرد.

مهم‎ترین اظهارنظری که دراین‎باره منتشر شده است برمی‎گردد به اظهارنظر یک مقام عالی اجرایی که خبرگزاری فارس آن را منتشر کرده است: «باوجود اینکه هاشمی مدعی شده است قصد ورود به انتخابات را ندارم، یک مقام عالی اجرایی در دیداری که با برخی از نزدیکان خود داشته بود گفته است از قول من بنویسید هاشمی حتما کاندیدای انتخابات می‎شود.»


این اظهارات در حالی است که سایت رسمی هاشمی رفسنجانی، هفته گذشته با انتشار یادداشتی با عنوان «چرا دولتی‎‎ها نگران آمدن هاشمی‎اند؟»، در زمین دولت بازی کرد. در این مطلب آمده است: «به‎نظر می‎رسد جناح دولت به‎خوبی می‎داند در شرایط و آرایش سیاسی موجود و حذف رسمی اصلاح‎طلبان، رقیب جدی و مطرحی در برابر خود ندارند مگر آنکه این شرایط دستخوش دگرگونی شود یا چهره‎‎ای مانند هاشمی برای ورود به کارزار انتخاباتی مجاب شود.»

استفــاده‎‎هــای ابـــزاری اصلاح‎طلبان
جبهه اصلاحات پس از آبروریزی بزرگ در فتنه ۸۸، به‎دنبال روزنه‎ای برای بازگشت کم‎هزینه به درون نظام و حضور در عرصه سیاسی کشور است. از همین رو با فعال‎کردن ظرفیت‎‎هایی همچون راه‎اندازی مجلات هفتگی و روزنامه‎‎های متعدد و همچنین انجام دیدار‎های متعدد با اقشار مردم، به‎دنبال زمینه‎سازی طرح حرف‎‎های گفتمانی خود در جامعه هستند. این در حالی است که قطعا اجرایی‎کردن این نقشه، به یک رهبر مقتدر و راهنمای کاربلد نیاز دارد که با سوختن نفراتی چون سید محمد خاتمی، مهدی کروبی و میرحسین موسوی، عملا اصلاح‎طلبان باید به‎دنبال چهره‎ای جایگزین بروند. در سطوح بعد کسانی همچون محمدرضا عارف، عبدالله نوری، ‎موسوی لاری و موسوی خوئینی‎‎ها حضور دارند که ظرفیت چندانی برای اجماع‎سازی ندارند. پس وقتی می‎توان با هزینه‎ای کمتر و احتمالا حاشیه امنیتی بیشتر این طرح را اجرایی کرد، چه‎کسی بهتر از اکبر هاشمی رفسنجانی؟    

شاید به همین خاطر است که فرزند ارشد آیت‎الله هاشمی رفسنجانی مدعی است که کشور در شرایط سخت نیاز به یک نجات‎بخش دارد! محسن هاشمی دراین‎باره می‎گوید: «در شرایطی هستیم که به‎طور قطع دیگر سکوت جایز نیست. به شرایط مهم انتخاب مردم وارد می‎شویم و همه باید نقش روشنگری خود را بازی کنند... بنابراین طبیعی است که فردی مانند هاشمی رفسنجانی و حتی خانواده او نمی‎توانند بی‎عمل باقی بمانند... ایشان (آیت‎الله هاشمی رفسنجانی) قطعا قصد ندارند که از مشکلات پیش آمده به هر دلیل برای کشور کلاهی برای خود بدوزند. از طرف دیگر هم نمی‎توانند منفعل باشند، کاری هم نکنند...»

نکته آخر هم اینکه با تمام اوصافی که گفته شد، سؤالی مطرح می‎ماند که باید برای پاسخش تا پایان رقابت انتخاباتی ریاست‎جمهوری آینده صبر کرد: «آیا روند پایان عصر هاشمی رفسنجانی که از خرداد 84 آغاز شده در خرداد 92 به ایستگاه آخر خود می‎رسد؟»
 

برای سلامتی و طول عمر حبیب ابن مظاهر انقلاب آیت الله جنتی(دامه برکاته) صلوات



http://mardom881.blogfa.com

طبق معمول بلاگفا

وبلاگهای که بر علیه سران ننگین فتنه می باشد

را یا مسدود می کند یا از لیست وبلاگها

حذف می کند.

واقعا جای تاسف دارد.


اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر

و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1392ساعت 10:6  توسط مردم، ملت شريف ايرن، بچه شيعه، حزب الله  | 

تکرار/ شلیک تصادفی مامور آمریکایی به خودروی احمدی‌نژاد!

 

تکرار/

 

شلیک تصادفی مامور آمریکایی به خودروی احمدی‌نژاد!


 
مامور سازمان "گارد محفظ رئیس جمهور آمریکا" معروف به " سکرت سرویس" در جریان بازدید محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران از نیویورک برای شرکت در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ماه سپتامبر سال ۲۰۰۶ میلادی بطور تصادفی به سوی اسکورت وی تیراندازی کرده است.
 

به گزارش مردم۸۸ به نقل از روزنامه "دیلی میل" هنگامی که مامور "گارد ویژه" در خودروی متعلق به کاروان خودروهای" جرج دبلیو بوش"، رئیس جمهور سابق آمریکا می خواست تفنگی را در جای خود بگذارد، به شكل تصاىفي يك گلوله از آن شلیک شد و به خودروی احمدی نژاد اصابت کرد.

به نوشته دیلی میل، این رویداد در کتابی به نام "Deep State: Inside the Government Secrecy Industry" " حکومت پشت پرده، داخل صنعت اسرار دولت "که در ماه آوریل به معرض فروش گذاشته خواهد شد، به طور مفصل شرح داده شده است. مولفان این کتاب "مارک امبیلدر" و"دی.بی گریدی" هستند.

بر اساس این گزارش، این رویداد فوراً طی یک یادداشت داخلی اداری به اطلاع تعدادی از مقامات عالی رتبه دولت آمریکا رسانده شد. در این یادداشت نوشته شده «مامورگارد ویژه" هنگامی که محمود احمدی نژاد در نزدیکی هتل "اینترکنتیننتال" در حال سوار شدن در خودروی خود بود، به وضوح و به طور تصادفی از تفنگ به سوی خودروی وی شلیک کرد".

در بخشی از این کتاب گفته می شود: " وقتی تیراندازی رخ داد همه متوقف شدند. ایرانی ها به ما و ما به ایرانی ها نگاه کردیم. مأمور شروع به عذرخواهی کرد. احمدی نژاد فقط به سوی ما نگاه کرد و سوار خودروی خود شد".

بر اساس این گزارش، نویسندگان این کتاب همچنین گفته اند دولت رئیس جمهور آمریکا به خاطر واکنش احتمالی رئیس جمهور ایران نگران بوده وی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد ، اعلام کند سرویس های اطلاعاتی آمریکا قصد داشتند وی را ترور کنند. اما احمدی نژاد اشاره ای به حادثه نکرده است. و آن حادثه به فراموشی سپرده شد تا اینکه اکنون این نویسندگان دوباره آنرا در کتاب خویش برای عموم افشا کردند.
 
 

برای سلامتی و طول عمر حبیب ابن مظاهر انقلاب آیت الله جنتی(دامه برکاته) صلوات



http://mardom881.blogfa.com

طبق معمول بلاگفا

وبلاگهای که بر علیه سران ننگین فتنه می باشد

را یا مسدود می کند یا از لیست وبلاگها

حذف می کند.

واقعا جای تاسف دارد.


اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر

و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1392ساعت 15:40  توسط مردم، ملت شريف ايرن، بچه شيعه، حزب الله  | 

تکرار/ ارزیابی راهبردی در حاشیه فرمایشات رهبر معظم انقلاب:

 

تکرار/
 
ارزیابی راهبردی در حاشیه فرمایشات رهبر معظم انقلاب:
 
کدام معتبر است: تهدید اسراییل یا پاسخ ایران؟
 
 

می توان حدس زد که از این به بعد منحنی تهدید نظامی ایران سیری نزولی پیدا خواهد کرد.

مهدی محمدی، سایت رهبر معظم انقلاب اسلامی- بنیامین نتانیاهو بیش از دو سال قبل طی یک سخنرانی در دانشگاهی در امریکا گفت که عقیده دارد بدون قرار داشتن یک تهدید معتبرنظامی در کنار گزینه هایی مانند تحریم، مذاکره و عملیات اطلاعاتی امکان تغییر محاسبات ایران درباره برنامه هسته ای اش وجود نخواهد داشت.

از آن روز، نتانیاهو و جمعی دیگر دولتی ها در سرزمین های اشغالی، مکررا این تعبیر را به کار برده اند. مقصود از آنچه ایجاد تهدید معتبر نظامی خوانده می شود این است که باید سلسله اقداماتی به اجرا گذاشته شود که ایران واقعا باور کند در صورت شکست نهایی مذاکرات و کوتاه نیامدن از مواضعش، آنچه در انتهای مسیر وجود دارد جنگ است نه پذیرش ایران هسته ای. از نظر اسراییل یکی ازمهم ترین مشکلات در مواجهه راهبردی غرب وایران این است که ایران تهدیدهای غرب را باور ندارد. مقصود از معتبر سازی تهدید نظامی هم چیزی جز این نیست که غرب تهدیدی علیه ایران تولید کند که ایران آن را باور کرده و جدی بگیرد.

جامعه راهبردی رژیم صهیونیستی با این فرض که ایجاد یک تهدید معتبر نظامی علیه ایران جزء ضروری هر گونه راهبردی است که محاسبات راهبردی ایران را هدف گرفته باشد، تلاش های متعددی را برای محقق ساختن آن انجام داده است.

مدت ها قبل صهیونیست ها گفتند که اگر یک تهدید معتبر نظامی وجود نداشته باشد هیچ نوعی از تحریم ها با هر شدتی هم که اعمال شود قادر به سد کردن مسیر پیشرفت هسته ای ایران نخواهد بود. به لحاظ راهبردی صهیونیست ها تصور می کردند و هنوز هم می کنند که تحریم ها تنها در صورتی موثر خواهد بود که ایران بداند گزینه ای به نام جنگ پس ازتحریم ها وجود دارد والا اگر ایران مطمئن باشد که تحریم آخرین و تنها گزینه باقی مانده است، بدون شک آن را تحمل خواهد کرد حالا فرقی نمی کند که ابعاد و گستره تحریم ها چقدر باشد.

بر این مبنا، صهیونیست ها ظرف این دو سال تلاش فراوانی کرده اند تا امریکا را متقاعد کنند که اگر خواهان کارآمد شدن راهبردش در مقابل ایران است نهایتا چاره ای جز ایجاد یک تهدید معتبر نظامی ندارد.

اگر به ادبیات راهبردی اسراییلی ها در سال 1391 مراجعه کنیم می بینیم که یکی از اصلی ترین بخش های مباحثه راهبردی میان امریکا و اسراییل درباره برنامه هسته ای ایران این بوده است که اسراییل عقیده داشته امریکا بالاخره باید یک تهدید معتبر نظامی علیه ایران روی میز بگذارد. باراک اوباما در این مدت سعی کرده است که با استفاده از جمله «همه گزینه ها روی میز است» به این مطالبه پاسخ بدهد ولی صهیونیست ها معتقدند این جمله دیگر بار معنای خود را از دست داده و ایران مدت هاست به دلیل اشراف به راهبرد امریکا در مقابل خودش، آن را جدی نمی گیرد.

در سال گذشته کار به جایی رسید که نتانیاهو سعی کرد مسئله ایجاد یا عدم ایجاد یک تهدید معتبر نظامی علیه ایران را بدل به یک موضوع سیاست داخلی در امریکا کرده و با استفاده از فرصت انتخابات ریاست جمهوری در امریکا اوباما را مجبور کند که یک گزینه روشن نظامی علیه ایران روی میز بگذارد. از نظر اسراییل همان طور که بعدها نتانیاهو صریحا اعلام کرد تهدید نظامی علیه ایران معتبر نمی شود مگر اینکه از سوی امریکا و به طور علنی اعلام شود و حاوی یک خط قرمز روشن بر سر راه برنامه هسته یا ایران باشد، طوری که ایران بداند عبور از آن خط قرمز مساوی حمله نظامی است.

امریکا عمدتا با این استدلال که اولا گزینه نظامی برای پاسخ به مسئله هسته ای ایران اساسا گزینه مفیدی نیست و در بهترین حالت فقط می تواند برنامه هسته ای ایران را برای مدتی کوتاه به تاخیر بیندازد؛ ثانیا با تاکید بر اینکه تهدید نظامی اجماع داخلی بر سر برنامه هسته ای در داخل ایران را مستحکم تر می کند، ثالثا با این استدلال که اساسا امریکا اگر هم بخواهد توان نظامی و اقتصادی لازم برای ورود به یک درگیری با ایران را ندارد، رابعا به این دلیل که امریکا می داند اگر یک خط قرمز در مقابل ایران ترسیم کند اولین کاری که ایران خواهد کرد این است که از آن خط قرمز عبور کند و به این ترتیب حیثیت امریکا به باد خواهد رفت، با ورود به این صحنه مخالفت کرده است. اصرار صهیونیست ها از یک سو و مخالفت امریکا از سوی دیگر، نهایتا شهریور ماه گذشته کار را به انجام نمایشی مضحک از جانب بنیامین نتانیاهو در مجمع عمومی سازمان ملل گذشته کشاند، جایی که او با نشان دادن یک نقاشی ساده لوحانه سعی کرد خود خط قرمزی  بر سر راه انباشت مواد غنی شده در ایران ترسیم کند.

در مجموع به نظر می رسد که مسئله حمله نظامی به ایران نه در دستور کار اسراییل است نه امریکا. بحثی هم اگر هست این است که تهدید به حمله نظامی مفید هست یا نه. اسراییلی ها عقیده دارند مفید است چرا که تنها روشی است که باعث می شود ایران برنامه هسته ای خود را از حدی معین جلوتر نبرد و امریکایی ها عقیده دارند مفید نیست چرا که در نهایت گزینه جنگ با ایران را عملی نمی دانند.

اکنون سوال این است که چه کسی و چگونه گزینه حمله نظامی را از روی میز غربی ها حذف کرد و ایران این موفقیت راهبردی را مدیون کیست؟ به نظر می رسد این سوال پاسخ کاملا روشنی دارد. تنها رهبر معظم انقلاب اسلامی در ایران بوده اندکه با تولید یک ادبیات کاملا دقیق و راهبردی و مصرف حساب شده و به موقع آن، هم محاسبات و هم ادبیات طرف مقابل درباره گزینه نظامی علیه ایران را تغییر داده اند.

برای فهم دقیق مسئله باید 4 گام راهبردی برداشته شده از سوی ایشان در این حوزه را از هم تفکیک و به اجمال مرور کرد.

نخست زمانی بود که اسراییل مخفیانه به راکتور اتمی الکبار سوریه حمله کرد. پیش از آن هم صهیونیست ها در سال 1981 راکتور اتمی اوسیراک عراق را به همین شیوه از بین برده بودند. اگرچه صهیونیست ها هرگز جرئت بیان علنی این موضوع را نداشته اند ولی با فضا سازی درباره حمله به راکتور الکبار سعی کردند اینگونه جلوه بدهند که اگر لازم باشد همین کار را با ایران هم خواهند کرد. رهبر معظم انقلاب اسلامی در آن مقطع و در پاسخ به این فضا سازی ها تاکید کردند که هیچ حمله ای از نوع «بزن و دررو» علیه برنامه هسته ای ایران امکانپذیر نخواهد بود. معنای دقیقاین سخن این بود که چیزی به نام حمله بدون پاسخ در مقابل ایران امکان ندارد و هر کسی که به حمله می اندیشد، باید به مواجه شدن با تبعات آن هم اندیشیده باشد.

پس از آن و به موازات رشد ادبیات تهدید از جانب صهیونیست ها، رهبر معظم انقلاب اسلامی اصطلاح جدیدی به ادبیات راهبردی و نظامی ایران افزوده و تاکید فرمودند که راهبرد ایران تهدید در برابر تهدید و اقدام در برابر اقدام است. اشاره به فاز تهدید در کنار فاز اقدام عملا معنایی جز این نداشت که دشمن دریافت ایران علاوه برفاز واقعی آماده شکل دادن به تهدیدهایی جدید علیه آنها در فاز روانی هم هست. استراتژی تهدید درمقابل تهدید گسترش دادن حوزه رویارویی راهبردی از فاز واقعی به فاز روانی و از حوزه های بالفعل به حوزه های بالقوه بود.

گام سوم در واقع ادامه گام دوم بود. رهبر معظم انقلاب اسلامی در زمانی که تهدیدهای صهیونیست ها علیه ایران دراوج قرار داشت، به صراحت فرمودند که ایران در جنگ های 22 و 33 روزه از حزب الله و مقاومت اسلامی فلسطین پشتیبانی کرده و از این به بعد هم از هر کسی که با صهیونیست ها درگیر شود پشتیبانی خواهد کرد. این نخستین بار بود که دشمن در حوزه راهبردی با تبعات استراتژی تهدید در مقابل تهدید رویارو می شد و از لحاظ ادبیات استراتژیک حاوی این پیام بود که ایران نه تنها در اثر تهدیدها منفعل نشده بلکه خود را برای هماوردی دراز مدت و پر شدت آماده کرده است.   

چهارمین گام در روز اول فروردین 1392 در سخنرانی رهبر معظم انقلاب اسلامی در مشهد برداشته شد. تاکید صریح ایشان بر نابودی حیفا و تل آویو در پاسخ به هرگونه اقدام از سوی دشمن از یک سو بیانگر آمادگی فوری ایران برای پاسخ به هرگونه تهدید، از سوی دیگر بیانگر عمق توان راهبردی ایران برای تولید پاسخ و از مهم مهتر نشان دهنده آن بود که ایران برنامه ریزی های عملیاتی کاملا دقیقی انجام داده با این هدف که در موقع پاسخ نیاز به پاسخ، دیگر حاجتی به برنامه ریزی مجدد و بازنگری طرح های عملیاتی نداشته باشد. معنای بسیار مهم دیگر این فرمایش این بود که ایران هرگونه حمله به برنامه هسته ای خود را مساوی موجودیت رژیم صهیونیستی می داند و در حین پاسخ نه برنامه هسته ای این رژیم، بلکه مستقیماموجودیت آن را هدف خواهد گرفت.

در یک ارزیابی دقیق این 4 گام راهبردی که همگی از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی طراحی و اجرا شده، عملا باعث شده طرف مقابل به خوبی دریابد که که گزینه نظامی نه فقط در محیط واقعی بلکه در حوزه رسانه ای هم از دور خارج شده است و دیگر قادر به روی میز نگهداشتن آن نخواهند بود. بنابراین می توان حدس زد که از این به بعد منحنی تهدید نظامی ایران سیری نزولی پیدا خواهد کرد و جای بسیار کمی برای تکرار حرف های سابق باقی خواهد ماند.

در مجموع به نظر می رسد که مسئله حمله نظامی به ایران نه در دستور کار اسراییل است نه امریکا. بحثی هم اگر هست این است که تهدید به حمله نظامی مفید هست یا نه. اسراییلی ها عقیده دارند مفید است چرا که تنها روشی است که باعث می شود ایران برنامه هسته ای خود را از حدی معین جلوتر نبرد و امریکایی ها عقیده دارند مفید نیست چرا که در نهایت گزینه جنگ با ایران را عملی نمی دانند.

 


برای سلامتی و طول عمر حبیب ابن مظاهر انقلاب آیت الله جنتی(دامه برکاته) صلوات



http://mardom881.blogfa.com

طبق معمول بلاگفا

وبلاگهای که بر علیه سران ننگین فتنه می باشد

را یا مسدود می کند یا از لیست وبلاگها

حذف می کند.

واقعا جای تاسف دارد.


اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر

و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1392ساعت 8:2  توسط مردم، ملت شريف ايرن، بچه شيعه، حزب الله  | 

انقلاب جنسی چه بر سر زنان آمریکا آورد +‌ عكس

 

انقلاب جنسی چه بر سر زنان آمریکا آورد +‌ عكس
 
 

 آزادی جنسی که از آن به عنوان یک انقلاب یاد می شود یکی از افتخارات معاصر تمدن غرب است. انقلابی که اولین و بیشترین قربانیان آن را زنان و دختران تشکیل می دهند. گذشته از نتایج غیر مستقیم اجتماعی، مادران تنها، فرزندان رها شده، بیماری های جنسی و هرج و مرج احساسات در افراد و نیز سقط جنین گسترده از نتایج مستقیم این آزادی بوده است که بیشترین صدمه را به جسم و روح زنان به خصوص در آمریکا وارد ساخته است.

 
به گزارش مردم۸۸ به نقل از مشرق ، آزادی جنسی که از آن به عنوان یک انقلاب یاد می شود یکی از افتخارات معاصر تمدن غرب است. انقلابی که اولین و بیشترین قربانیان آن را زنان و دختران تشکیل می دهند. گذشته از نتایج غیر مستقیم اجتماعی، مادران تنها، فرزندان رها شده، بیماری های جنسی و هرج و مرج احساسات در افراد و نیز سقط جنین گسترده از نتایج مستقیم این آزادی بوده است که بیشترین صدمه را به جسم و روح زنان به خصوص در آمریکا وارد ساخته است.


.


انقلاب جنسی با شعارهای فریبنده زنان را هدف قرار داده بود.


انقلاب جنسی، زن و جامعه آمریکا
آیا انقلاب جنسی برای زنان آمریکا خوب بوده است؟ به هیچ وجه. در حقیقت، اگر به واقعیت‌ها دقت کنیم آشکار خواهد شد که انقلاب جنسی برای زنان آمریکایی یک نگون بختی بزرگ بوده است. در آمریکای امروز به مردان آموزش داده می شود که به زنان همچون کالای جنسی بنگرند و جامعه به شدت بی بند و بار شده است. در نتیجه، آمریکا در میان کشورهای جهان بالاترین رتبه را در بارداری نوجوانان دارد و هر ساله 19 میلیون نفر نیز به کسانی که به بیماری های مراقبتی دچار شده اند افزوده می شود.

بیش از نیمی از تمامی کودکانی که از زنان زیر 30 سال متولد می شوند؛ زنازاده هستند و با این حال مردم آمریکا از هم پاشیدن واحد اجتماعی خانواده را همچنان تماشا می کنند. با این وجود اگر کسی به زنان آمریکایی در مورد پوشش مناسب و پرهیز از بی بندوباری و حفظ خود برای ازدواج و زندگی مشترک تذکری دهد به شدت مورد انتقاد قرار می گیرد. در صورتی که این اصول رعایت می شد آمریکای امروز دیگر با مشکل بیماری های جنسی، بارداری نوجوانان و سقط جنین مواجه نبود.


سراب رهایی وعده داده شده از سوی انقلاب جنسی به زنان هم اکنون در جامعه آمریکا نمودار شده است.

 
انقلاب جنسی حدود سه دهه است که جامعه ی آمریکا را تحت تاثیر قرار داده و رفتارها و رویکردهای مربوط به روابط جنسی، خانواده و جامعه را تغییر داده است. هدف از انقلاب جنسی، ایجاد شادی و لذت از طریق رابطه جنسی بدون تعهد بود؛ اما اکنون نتیجه ای به جز ناامیدی و ناراحتی به جای نگذاشته است. 

از اواسط دهه 1970، نظم اجتماعی سنتی در مورد روابط جنسی در آمریکا از میان رفت و متحول شد و روابط جنسی کنترل شده میان زن و شوهر تغییر رویه داد و راهی را در پیش گرفت که اکنون به ایدز و بیماری های مقاربتی منجر شده است. جامعه آمریکا از سنت های بسیار مورد اطمینان خود به شدت بیگانه شده و از ازدواج کردن برای زندگی، به طلاق به عنوان راهی برای زندگی رسیده است.


مدافعان انقلاب جنسی سودای خام شادی و لذت بیشتر را در سر می پروراندند.

اکنون برای این جامعه سقط جنین جزو حقوق بشر و نشانه افتخارآمیز شخصیت و آزادی محسوب می شود و در حقیقت، سقط جنین به یک انتخاب بدل شده است. بنابراین در این عصر کودکان به راحتی مورد سوء استفاده جنسی قرار می گیرند و زنان به راحتی در معرض تجاوز قرار می گیرند و از میان رفتن احساس شرم از رفتارهای نادرست جنسی موجب شده است که افراد بیشتر دست به خشونت جنسی بزنند و جامعه کمتر شاهد رفتارهای تعهدآمیز و عاشقانه باشد. 

نتیجه این آموزش به زنان آمریکا که آنها باید آزاد باشند و این طرف و آن طرف بچرخند و با هر کسی که خواستند رابطه جنسی داشته باشند شرایط اسفناکی است که امروزه برای زن آمریکایی و جامعه این کشور به وجود آمده است. در ادامه به علایم این وضعیت اسفبار به وجود آمده برای زنان آمریکا می پردازیم. 


صحبت از آنچه که راهکار واقعی رهایی زنان از وضعیت فعلیست؛ با چماق روشنفکری و آزادی سرکوب می شود.

طلاق و کاهش نرخ ازدواج
بر اساس آمارها پس از وقوع انقلاب جنسی، نرخ طلاق در آمریکا به سرعت افزایش یافت به نحوی که درسال 1970، 4 درصد از کل جمعیت بزرگسالان کشور مطلقه بودند حال آن که این آمار درسال 1992 به 11 درصد افزایش یافت و امروزه بر اساس گزارش های مستند، بیش از 30 درصد از ازدواج ها به طلاق می انجامد. بر اساس اعلام مرکز تحقیقی پیو هم اکنون تنها 51 درصد آمریکایی های بالای 18 سال متاهل هستند. در حالی که در سال 1960 این آمار 72 درصد بود. 

در آمریکای امروز بیش از نصف زوج ها قبل از ازدواج با هم زندگی می کرده اند. نرخ طلاق در میان زوج هایی که در اولین ازدواجشان زندگی می کنند بسیار بیشتر از سایرین است. آمریکا بالاترین نرخ طلاق را با فاصله بسیار زیاد از دیگر کشورهای جهان داراست که نشان دهنده سستی و ناپایداری شدید نهاد خانواده در فرهنگ اجتماعی کنونی آمریکاست. 
 

بیش از 50 درصد زایمان های زنان زیر 30 سال حاصل ازدواج نبوده است.


بیماری های جنسی
بر اساس شرایط فیزیولوژیک جسمی، این زنان هستند بیشترین احتمال ابتلا به بیماری های مقاربتی را دارند و به همین دلیل سالانه 24 هزار زن آمریکایی به دلیل بیماری های مقاربتی نازا می شوند. در آمریکا سالانه 19 میلیون نفر به بیماری های مقاربتی دچار می شوند. تقریبا نیمی از آنها افرادی هستند که در گروه سنی 15 تا 24 سال قرار دارند. آمریکا سالانه 17 میلیارد دلار برای درمان بیماری های جنسی هزینه می کند. در سال 2011 بیش از 4/1 میلیون عفونت کلامیدیایی در آمریکا گزارش شده بود که 33 درصد افراد مبتلا زیر 20 سال سن داشتند. 

تخمین زده می شود که یک نفر از هر 6 آمریکایی که سنی بین 14 تا 49 سال دارد دچار ویروس تبخال تناسلی است. در آمریکای امروز نزدیک به 50 درصد از دانش آموزان دبیرستانی حتما سکس را تجربه کرده اند و یک نفر از هر 4 دختر نوجوان آمریکایی حداقل به یک بیماری مقاربتی دچار است. 24 درصد از نوجوانانی که دچار بیماری های مقاربتی هستند اعلام کرده اند که هنوز هم به رابطه جنسی بدون در نظر گرفتن اصول محافظتی ادامه می دهند. بدین ترتیب سلامت جسمی و جنسی زنان آمریکایی که مهمترین عامل موثر در زندگی فردی و اجتماعی ایشان محسوب می شود در اثر بی بندو باری به شدت در خطر قرار گرفته است.


از هز 6 زن آمریکایی، یک نفر تجاوز جنسی کامل را تجربه کرده است.


بارداری دختران نوجوان
گفتیم که در آمریکای امروز نزدیک به 50 درصد از دانش آموزان دبیرستانی حتما رابطه جنسی را تجربه کرده اند. بر این اساس جای تعجب نیست که بدانیم مطابق برآوردها، هرساله 11 درصد از دختران زیر بیست سال ازدواج نکرده آمریکایی باردار می شوند. به عبارت دیگر در هر 48 ثانیه یک دختر جوان ازدواج نکرده، یک فرزند به دنیا می آورد. دختران نوجوان آمریکایی در معرض تبلیغات وسیعی از طریق فیلم ها و رسانه ها هستند که رابزه جنسی و بارداری در سنین نوجوانی را موضوعی عادی نشان می دهد. 

بر این اساس است که یک نفر از هر پنج دختر نوجوان آمریکایی علاقه دارد که در دوران نوجوانی اش باردار شده و فرزندی به دنیا آورد. در میان تمامی کشورهای جهان، آمریکا دارای بالاترین آمار بارداری نوجوانان است.


فقط 3 درصد از متجاوزین به زنان آمریکایی محاکمه شده و به مکافات عمل خود می رسند.


 در حقیقت، نرخ باردار شدن دختران نوجوان در آمریکا بیش از دو برابر این آمار در کانادا، بیش از سه برابر فرانسه و بیش از هفت برابر ژاپن است. عدم آمادگی این نوجوانان برای وظایف مادری و نیز عدم بلوغ اجتماعی کافی برای قبول مسئولیت در قبال کودکان متولد شده موجب افزایش تعداد کودکان بی سرپرست شده که مورد انواع سوء استفاده ها قرار می گیرند. این پدیده نسلی از انسان های عقده ای و دچار مشکلات روانی و عاطفی را در آمریکا به وجود آورده است.

کودکان بی سرپرست
بیش از نیمی از زنان زایمان کننده زیر 30 سال آمریکایی فرزندانی به دنیا می آورند که حاصل ازدواج نیستند. هم اکنون بیش از یک کودک از هر چهار کودک آمریکایی به صورت تک والدی بزرگ می شود. تقریبا 42 درصد از تمامی مادران مجرد برای تامین غذای خو به کمک دولت محتاجند و در شرایط مالی بسیار بدی زندگی می کنند. رسیدگی کامل به این کودکان برای مادران مقدور نبوده و این کودکان در اکثر جنبه های زندگی خود با مشکل مواجه هستند.


بیشترین تعداد سقط جنین در سنین 20 تا 24 سالگی یعمی بهترین دوران برای زادآ.ری انجام می گیرد.


هرزه نگاری
یکی از پیآمدهای آزادی جنسی رواج لجام گسیخته هرزه پردازی های جنسی به صورت فیلم و تصویر بوده است. 30 درصد از حجم ترافیک اینترنتی در آمریکا مربوط به هرزه پردازی های جنسی است. آمریکا بیش از تمامی ملل دیگر در کل تاریخ در دهه های اخیر محصولات هرزه تولید کرده است. 25 درصد از تمامی کارمندانی که در محیط کار به اینترنت دسترسی دارند در حین کار به سایت های جنسی مراجعه می کنند. 

آشکار است که در این محصولات آنچه که تخریب و لگدمال می شود شخصیت و هویت زنانه است. این نوع محصولات موجب شکل گیری نگاهی سخیف و آلوده به شهوت حیوانی به وجود زن شده است که طبق آن زن هویت و شخصیتی غیر از کام دهی به هر شکل ممکن و تبعیت از شهوات دیگران چیزی ندارد. از این روست که آمارها نشان می دهند تماشای محصولات هرزه پردازی موجب افزایش جرات و قصد در افراد برای ارتکاب به تجاوز و اهانت جنسی به زنان می شود و اکثر متجاوزین جنسی دستگیر شده اعتراف کرده اند که به تماشای این محصولات عادت داشته اند.


 25 درصد کارمندان آمریکایی در ادرات با سایت های مستهجن اینترنتی مشغولند.

سقط جنین
به طور کلی از سال 1973 که دادگاه عالی آمریکا سقط جنین را تایید کرد بیش از 50 میلیون جنین در شرف تولد کشته شده اند. در صورتی که تمامی انواع سقط جنین، شامل آنهایی که توسط داروهای خاص انجام می گیرند را در نظر بگیریم سالانه بیش از یک میلیون سقط جنین در آمریکا روی می دهد. تعداد کودکانی که سالانه در اثر سقط جنین در آمریکا از بین می روند برابر با تعداد تمامی نظامیانی است که تا کنون در کل جنگ های تاریخ آمریکا کشته شده اند. گزارش شده است که 41 درصد از کل بارداری ها در شهر نیویورک به سقط جنین ختم می شود. همچنین مطالعات نشان می هد 86 درصد از سقط جنین ها به خاطر آسایش طلبی و دوری از دردسرهای بارداری روی می دهد. این درحالیست که سقط جنین تبعات جسمی و روانی عمیقی بر زنان دارد که ممکن است تا سال ها آنها را درگیر کرده و زندگی عادیشان را دچار مشکل کند. 

خشونت و تجاوز جنسی 
خشونت و تعرض فیزیکی از کتک خوردن زنان تا تجاوز جنسی کامل را در بر می گیرد. آمارها نشان می دهند که بیش از نیمی از زنان آمریکایی، در دوران کودکی یا بزرگسالی مورد تعرض جسمی قرار گرفته اند و حدود 20 درصد زنان دست کم یک بار تجاوز جنسی را در طول زندگی خود تجربه کرده اند. تقریباً سالانه 2 میلیون زن آمریکایی مورد اشکال مختلف تعرض فیزیکی قرار می گیرند. بر این اساس، شمار زنان مورد تعرض فیزیکی، به تفکیک موارد تعرض، به 6 میلیون مورد بالغ می شود. 

سالانه حدود 5/1 میلیون زن از سوی شریک زندگی خود مورد تجاوز فیزیکی یا جنسی قرار می گیرند. از هر 6 زن در ایالات متحده، یک نفر یک تجاوز جنسی کامل یا اقدام به تجاوز جنسی را در کودکی یا بزرگ سالی تجربه کرده اند. خشونت از طرف همسر، دوست پسر، دوست صمیمی و هم خانه شایع ترین شکل خشونت علیه زنان است. 76 درصد زنانی که از سن 18 سالگی مورد تعرض فیزیکی یا تجاوز جنسی قرار گرفته اند، از سوی همسر فعلی یا سابق خود، هم خانه خود یا دوست پسرِ خود مورد تعرض قرار گرفته بودند. 

بر اساس گزارش مرکز مواد مخدر و جنایت سازمان ملل از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۰ آمریکا پس از آفریقای جنوبی بالاترین تعداد تجاوز جنسی را دارا بوده است. وحشت از آزار جنسی، جامعه‌ زنان آمریکایی را فرا گرفته است. در آمریکا در هر دو دقیقه یک زن مورد تجاوز جنسی کامل قرار می‌ گیرد. 

در واقع در هر روز 720 زن و یا در سال 262.800 زن مورد تجاوز جنسی قرار می‌ گیرند. این درحالیست که که دختران و زنان بسیاری به خاطر ترس از آبرو، بر هم خوردن زندگی شخصی، ترس از مطرح شدن نامشان در اداره‌ پلیس یا محاکم قضایی از شکایت و یا گزارش خودداری می‌ کنند و هر روز نیز اخبار و گزارشات بسیاری از آزار و اذیت جنسی زنان توسط اساتید، پزشکان، روحانیون کلیسا و حتی پلیس منتشر می‌ شود.


 حتی زنان نظامی نیز از تجاوز جنسی مصون نیستند.


 تجاوز به عنف در کشور آمریکا، یکی از جرائمی است که کمترین میزان مجازات علیه آن اعمال می شود. 

بر اساس گزارش‌ های معتبر از هر چهار زن آمریکایی یک نفر ممکن است در طول زندگی خود مورد تجاوز قرار بگیرد. حتی زنان نظامی ارتش آمریکا نیز از تجاوز جنسی در امان نیستند. در ژوئن 2012 روزنامه های آمریکا نوشتند که از هر سه زن نظامی آمریکایی یک نفر قربانی تجاوز جنسی بوده است و تنها دادگاه  نظامی عهده دار رسیدگی به شکایاتی در این زمینه می باشد. 
در ارتش آمریکا، اگر مردی به تجاوز متهم شود، این زن شاکی است که به دروغ گویی متهم می شود و شکایت از تجاوز جنسی جابجایی در یگان نظامی و اخراج را به دنبال خواهد داشت. در سال 2011 در ارتش آمریکا نزدیک به 3200 تجاوز جنسی ، یعنی یک تجاوز در هر سه ساعت  صورت گرفته بوده است.


در آمریکا در هر دو دقیقه یک زن مورد تجاوز جنسی قرار می گیرد.

عدم امنیت زنان
زنان در آمریکا از احساس امنیت پایینی برخوردارند و این در حدی است که برای حفاظت از خود به حمل اسلحه روی می آورند. در می 2012 اعلام شد شمار زنان آمریکایی که به منظور دفاع از خود اقدام به خرید اسلحه کرده و در کلاس های تمرین تیراندازی شرکت می کنند رو به افزایش است. 

آمارها نشان می داد شمار زیادی از زنان در آمریکا به منظور محافظت از خویش به سراغ خرید اسلحه رفته و به طور همزمان، به عضویت در باشگاه های تیراندازی درآمده و در کلاس های تمرین تیراندازی و شکار نیز شرکت می کنند. صاحبان فروشگاه های اسلحه در آمریکا از افزایش مشتریان زن در این فروشگاه ها به میزان هفتاد و پنج درصد خبر دادند. 
طبق آمار و ارقام منتشر شده در گزارش سالانه فدراسیون ملی ورزش تیراندازی آمریکا نیز، بیش از هشتاد و سه درصد زنان این کشور برای محافظت از خود اقدام به خرید اسلحه می نمایند.


گروه های اجتماعی فراوانی به وضعیت امنیت جسمی و روانی زنان در آمریکا معترضند
 
 

برای سلامتی و طول عمر حبیب ابن مظاهر انقلاب آیت الله جنتی(دامه برکاته) صلوات



http://mardom881.blogfa.com

طبق معمول بلاگفا

وبلاگهای که بر علیه سران ننگین فتنه می باشد

را یا مسدود می کند یا از لیست وبلاگها

حذف می کند.

واقعا جای تاسف دارد.


اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر

و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1392ساعت 14:12  توسط مردم، ملت شريف ايرن، بچه شيعه، حزب الله  | 

‫آموزش‌های تاسف‌آور مهدکودک‌ های تهران به کودکان! +فیلم‬

 

‫آموزش‌های تاسف‌آور مهدکودک‌ های تهران به کودکان! +فیلم‬

 

در دعوای همیشگی آموزش و پرورش و بهزیستی بر سر مهدکودک ها تنها چیزی که فراموش شده است نظارت بر عملکرد مهد ها است و نتیجه آن آموزش رقص و آواز و ... به کودکانی است که قرار است فردای جامعه را بسازند.
 
به گزارش جهان، صاحبان سرمایه در اروپا که به نیروی کار ارزان احتیاج داشتند به استخدام زنان و دختران در کارگاه ها و کارخانه پرداختند؛ اما برای این کار یک مشکل اساسی وجود داشت و آن بچه های خردسالی بودند که در زمانی که مادرشان در محل کار حضور میافت به نگهداری و آموزش احتیاج داشتند. از همین رو مهد کودک ها برای نگهداری و آموزش کودکان تاسیس شدند.

به همین جهت فردریک فریبل، اولین مهدکودک را در سال ۱۸۴۰ میلادی در آلمان تاسیس کرد اما خیلی ها مدعی تاسیس اولین مهدکودک ها در جهان بوده و هستند...


موفقیت فریبل در تاسیس موسسه پیش دبستانی در آلمان این نوع موسسات را با همین لقب «کیندرگارتن» جهانی کرد و بعد از آلمان در کل اروپا و جهان تکثیر پیدا کرد.

اولین مهدکودک در آمریکا توسط مارگاریت میرشورز (همسر فرماندار کارل شورز) سال ۱۸۵۶ و در ایالت واترتون وینسکونسین تاسیس شد. او این مهدکودک را بر پایه اصول فردریک فریبل که در اروپا فراگرفته بود پایه گذاری کرد.

خواهر بزرگ تر شورز «برتامیر» کودکستانی را در لندن، منچستر (۱۸۵۹ ۱۸۵۱) تاسیس کرد. مارگاریت شورز در ابتدا ۵ بچه ای که در خانه ش بودند را وارد مهدکودکش کرد.

موفقیت او باعث شد که بچه های دیگری را هم برای آموزش در مهدکودکش ثبت نام کند. همزمان با اولین مهدکودک آلمانی زبانی که او تاسیس کرد از تاسیس مهدکودک انگلیسی زبان نیز طرفداری می کرد. بعد از آن سال «پی بادی» اولین مهدکودک انگلیسی زبان را در بوستون آمریکا و با تقلید از مهدکودک شورز تاسیس کرد .


البته اولین مهدکودک رایگان در آمریکا در سال ۱۸۷۰ توسط کانرادپاپن هوسن تحت نام موسسه پاپن هوسن تاسیس شد که تا امروز هم وجود دارد و اولین مهدکودک عمومی آمریکا توسط سوزان بلو سال ۱۸۷۳ در لوییز تاسیس شد. الیزابت هریسن تئوری هایی در مورد آموزش در دوران کودکی نوشت و تلاش کرد تا استانداردهای آموزشی در مهدکودک را برای آموزگاران و موسسان بالا ببرد که به کالج ملی آموزشی در سال ۱۸۸۶ تبدیل شد.

بدین جهت مهد کودک سهم زیادی در آموزش و نگهداری کودکان، در زمانی که والدین آنها برای کسب در آمد بیشتر در بیرون از خانه مشغول کار بودند، داشتند. البته نوع آموزش هایی که در این مهد کودک ها به کودکان داده می شد منطق بر فرهنگ  و نیاز جامعه بود.

● اولین مهدکودک در ایران

در ایران هم حدود ۴۰ سال پیش خانمی ایرانی و فارغ التحصیل روان شناسی از فرانسه که نویسنده کتاب کودکان بود، اولین مرکز نگهداری و پرورش کودکان را بنا نهاد. این خانم، توران میرهادی بود و آن مرکز، کودکستان نامیده شد.

در چند سال اخیر بدلیل اجتماع مهدکودک ها و مراکز پیش دبستانی دعوای بلند مدتی بین بهزیستی و آموزش و پرورش بر سر نظارت بر مهد ها صورت گرفت. کودکان 3 ، 4 و 5 ساله زیر نظر بهزیستی و کودکان شش ساله تحت پوشش آموزش و پرورش بودند و بدلیل اجتماع آنها وحدت مدیریت از بین میرفت که در نهایت مجلس  نظارت عاليه بر كودكان سنين 4، 5 و 6 ساله به عهده آموزش و پرورش گذاشت و همچنین اعلام کرد اگر بهزيستي هم بخواهد متولي آموزش اين كودكان باشد، آموزش و پرورش بايد بر آن نظارت داشته باشد.

اما آنچه که در این دعوا ها مغفول ماند آموزش هایی بود که به کودکان داده می شود. در ایران کودکانی که به دلایل مختلف مهد کودک می روند آموزش هایی را می بینند که برخی از آنها نه تنها سنخیتی با فرهنگ و نیاز های جامعه ما ندارد بلکه ضد ارزش های جامعه ایرانی- اسلامی است .


آموزش مد روز لباس و .... بر اساس مدل های غربی

یکی از مواردی که در برخی از مهد کودک ها مشاهده می شود آموزش دادن مد روز لباس هایی است که برگرفته از مدل های غربی است. در این مهد کودک ها به کودکان آموزش می دهند که لباس ها و مدل مویشان را چگونه انتخاب کنند تا بتوانند جذابیت جنسی خود را به دیگران نشان دهند.

پخش و آموزش ترانه هایی که فحشا را ترویج می دهند

متاسفانه یکی از مواردی که در مهد کودک ها رواج یافته است پخش و آموزش ترانه های مفسده انگیز "آنور آبی" به بهانه شاد بودن است. این در حالیست که بسیاری از خواننده ها و ترانه ساز های داخلی متناسب با وضعیت روحی کودکان ترانه هایی را نیز کار کرده اند. اما این موضوع جای تعجب دارد که چرا در مهد کودک ها از ترانه های غیر مجاز استفاده می شود؟

آموزش رقص در مهد کودک ها

با اینکه آموزش رقص در مهد کودک ها ممنوع شده و مسئولین مکررا در این مورد تذکر داده اند ولی باز هم هستند مهد کودک هایی که مربی رقص دارند و به صورت جدی رقص را آموزش می دهند. حال جای سوال اینجاست که آموزش رقص چه نیازی از جامعه ما را بر طرف خواهد کرد؟

هر چند مسئولین آموزش و پرورش گفته اند با آموزش رقص و آواز مخالفند اما آنچه اتفاق می افتد حرفی دیگری دارد. در همین رابطه شنیده ایم که در همایشی که در یکی از سالنهای تحت مسئولیت ارگان (ن ه ا ج ا) اداره می شود عده ای از کودکان را که در مهد کودک های شهر تهران آموزش دیده اند (مهدکودک (د) در محله چهارصددستگاه که گفته شده یکی از بهترین مهدهای منطقه 14 است) بر روی سن آورده و با آهنگ های تند ترغیب به رقصیدن کرده اند. که در زیر گوشه ای قابل پخش از این مراسم نیز آورده شده است.

مراسمی که مجری آن نیز از مجریان کودک صداوسیما(عمو «ی») می باشد که نه تنها کودکان را به رقصیدن ترغیب می کند بلکه والدین و حضار را نیز برای همراهی کودکان تهییج می کند. که حضور این اشخاص در صدا و سیمای جمهوری اسلامی نیز خود جای سوال دارد؟


برای سلامتی و طول عمر حبیب ابن مظاهر انقلاب آیت الله جنتی(دامه برکاته) صلوات



http://mardom881.blogfa.com

طبق معمول بلاگفا

وبلاگهای که بر علیه سران ننگین فتنه می باشد

را یا مسدود می کند یا از لیست وبلاگها

حذف می کند.

واقعا جای تاسف دارد.


اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر

و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392ساعت 8:15  توسط مردم، ملت شريف ايرن، بچه شيعه، حزب الله  | 

هاشمی آشوبگران 88 را وفاداران به نظام جمهوری اسلامی خواند؟!

 

هاشمی آشوبگران 88 را

وفاداران به نظام جمهوری اسلامی خواند؟!

 

به گزارش مردم۸۸ به نقل از العربیه، کلمه و دیگر سایت های اپوزیسیون، آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی، معترضان به انتخابات ریاست جمهوری پیشین این کشور را ''وفاداران به نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی'' توصیف کرد.


     

جام سیاسی: به گزارش العربیه، کلمه و دیگر سایت های اپوزیسیون، آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران، معترضان به انتخابات ریاست جمهوری پیشین این کشور را ''وفاداران به نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی'' توصیف کرد.

 

به گزارش این سایت ها به نقل از سایت رسمی دفتر آیت الله هاشمی رفسنجانی، او در سخنانی به مناسب سالگرد رفراندوم جمهوری اسلامی، گفته است: ''معترضان یا منتقدان به نتایج انتخابات که به خیابانها آمدند، اکثریتشان به جمهوری اسلامی و قانون اساسی وفادار هستند. یک گروه هایی هم می آیند و شعارها و خواسته های دیگری دارند.''

 

هاشمی رفسنجانی حضور گروه ها و دسته جات مختلف در اعتراضات مردمی را با تظاهرات انقلاب اسلامی مقایسه کرد و ادامه داده است: ''در آن زمان هم در میان دریای مردم که به سمت میدان آزادی می رفت و اکثریت راه امام را می خواستند استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی بودند افرادی هم شعارهای خودشان را می دادند و خواسته های حزبی خود را مطرح می کردند کسی هم مخالفت نمی کرد.''

 

رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران ادامه داد: ''در تظاهرات سال ۸۸ هم یک عده ای می آمدند و شعارهایی دادند. اما اکثریت اعتراض کنندگان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸، نظام جمهوری اسلامی را می خواهند و اعتراضات آنان جنبه اصلاحی دارد و با اصل مخالفتی ندارند.''

 

بخش مربوط به حوادث سال 88 با رجوع به سایت ایشان مطلبی پیدا نشد. فارق از اینکه این مطلب در سایت آقای هاشمی وجود داشته یا خیر، اما تبرئه کسانی که بر خلاف قانون، راه اعتراض قانونی را با اردوکشی خیابانی تغییر دادند چه دلیلی می تواند داشته باشد.

 

اثبات ادعای وفاداری  آشوبگران به نظام جمهوری اسلامی محال به نظر می رسد. چرا که تحرکات سران آشوب کار را تا آنجا رساند که افرادی که سالها در انتظار به زانو در آمدن نظام جکهوری اسلامی بودند، حمایت همه جانبه خود را از آنان انجام دهند؛ حتی کسانی که از موسوی و کروبی زخم خوردند. حمایت ها تا آنجا ادامه پیدا کرد که مسعود رجوی در یکی از سخنرانی هایش با تاکید بر اینکه زمانی دشمن موسوی بود اما اضافه کرد که نگران حال او می باشد.

 

 

 
 
 
 
 
 

برای سلامتی و طول عمر حبیب ابن مظاهر انقلاب آیت الله جنتی(دامه برکاته) صلوات



http://mardom881.blogfa.com

طبق معمول بلاگفا

وبلاگهای که بر علیه سران ننگین فتنه می باشد

را یا مسدود می کند یا از لیست وبلاگها

حذف می کند.

واقعا جای تاسف دارد.


اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر

و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1392ساعت 11:26  توسط مردم، ملت شريف ايرن، بچه شيعه، حزب الله  | 

فلسفه بی منطق؟!

 

فلسفه بی منطق؟!

 

 حیدر رحیم‌پور ازغدی

فلسفه‌ای که بر پایه منطق استوار نباشد هنگام درماندگی یک‌سره به معلول‌ها می‌پردازد و هر لحظه گمراه‌تر می‌گردد. اندیشه‌های غرب امروز به خاطر غیرمنطقی بودنش دچار چنین مصیبتی گشته است. زیرا امروز که درمانده گشته، به جای این که در پی کشف علت‌ها باشد، یک‌سره به معلول‌ها می‌پردازد و اندیشه‌ای نیست که بگوید علت بی‌چارگی‌های امروزتان، خطاهای دیروز می‌باشد. 
 
شمایان چون به تمدن رسیدید به جای این که جهانیان را از آن بهره‌مند سازید و آن را خرج آبادانی جهان و بهبود حال مردم کنید، تحت تاثیر فرهنگ صهیونیزم جهانی، خرج استعمار و قدرت‌های حاکم کردید و ملت‌ها را به اسارت و بندگی خود گرفتید. رابطه اقتصادی شما با کشورها این شد که مواد خام آنان را با تزویر یا زور به غارت ببرید و مصنوعات خود را به ده‌ها برابر قیمت تمام شده، بفروشید و چون اندیشه‌هایتان بر پایه منطق نبود، گمان کردید که چنین وضعی پایدار می‌ماند. ولی امروز ملت‌ها بیدار گشته‌اند و کمتر کسی است که مواد خام خود را رایگان به شما بدهد. از آن‌ سو مشتریان دیروز صنایع‌تان، امروز بساط فروش صنایع خود را در کشور‌های‌تان پهن کرده‌اند و شما تقاص گناهان دیروزتان را پس می‌دهید. 
 
و به همین دلیل رکود بازار صنایع‌تان باعث می‌شود که هر لحظه کارخانه‌هایتان کم‌رونق‌‎تر و مردمتان بی‌کارتر و بانک‌هایتان خالی‌تر گردد و ملت‌هایتان را که با مال حرام، پروار ساخته‌اید، رو به روی‌تان بایستند و فریاد بزنند که چرا ما گرسنگی بکشیم و شما پول‌های وال‌استریت را خرج رونق کارها نکنید. 
 
و این آشکار که چنین تمدنی رو به زوال و آینده پر آشوبی در گذرگاهتان، کمین کرده است و بدتر از همه، این که چنین اندیشیدنی از زمانه، عقب می‌ماند و اینک شمایان به تمام معنی واپس‌گرا و مرتجع گشتید زیرا در جهان امروز می‌خواهید به استعمار مردم و استثمار کشورها بپردازید؛ حال که چنین اندیشه بی منطقی چنان‌چه دیدید، غوز بالا غوزتان خواهد شد.
 چه احمقانه مردم امروز را به مردم دیروز قیاس می‌کنید و چنین قیاسی باطل است و گاهی هم به عقب برگشته، برای در هم ریختن کشور‌هایی که دست رد به سینه شما زده‌اند، مزدور استخدام کرده و خود را افشاء می‌سازید و پول‌هایی را که خرج لشکرکشی یا استخدام تروریست می‌کنید، هر لحظه مردم گرسنه‌تان را عصبانی‌تر و تنفر جهانیان را از شما بیشتر می‌سازد. 
 
احمق‌ها! آخر چگونه قابل تصور است که مردم کشوری را بکشید و خانه‌هایشان را خراب کنید و فردا آنان نان‌آور شما باشند؟ آری آن‌چه در سوریه انجام دادید در کوتاه‌مدت برای‌تان حرکتی موفق است، چرا که توانستید در شرایطی که انقلاب اسلامی، اسرائیل را به محاصره درآورده از بنیه و کارآمدی خط اول مقاومت بکاهید و بدیهی است که چنین حرکتی بر پایه محاسبات اقتصادی نبود.
 
چه سوریه چیزی ندارد که به شما بدهد بلکه اسرائیل برای صهیونیست‌های مسلمان‌نما، خط و چوب‌خط کشید و گفت اگر امروز، عربستان و قطر، ما را که منافع مشترکی داریم یاری نکنند، فردا نوبت به آنان می‌رسد و آن درماندگان، سر کیسه‌ها را باز کردند و از گرداگرد جهان، تروریست خریدند و برای تخریب سوریه و کشتن مردم آن‌جا و تضعیف خط اول مقاومت، به سوریه فرستادند و به اردوغان ساده‌دل هم وعده داده بودند که اگر سوریه از پای درآید، ما مقام خلافت عثمانی را به او انعام می‌دهیم. شرمنده و مظلوم؛ مردم ترکیه! 
و لا حول و لا قوه الا با لله العلی العظیم.
 

برای سلامتی و طول عمر حبیب ابن مظاهر انقلاب آیت الله جنتی(دامه برکاته) صلوات



http://mardom881.blogfa.com

طبق معمول بلاگفا

وبلاگهای که بر علیه سران ننگین فتنه می باشد

را یا مسدود می کند یا از لیست وبلاگها

حذف می کند.

واقعا جای تاسف دارد.


اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر

و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1392ساعت 7:0  توسط مردم، ملت شريف ايرن، بچه شيعه، حزب الله  | 

چرا شهید آوینی رمان ننوشت؟!

 

چرا شهید آوینی رمان ننوشت؟!
 
 

یوسفعلی میرشکاک گفت: شهید آوینی می‌توانست رمان بنویسد، همچنین می‌توانست فیلم داستانی بسازد، اما چرا رمان ننوشت؟ شهید آوینی اولین کسی بود که حکمت سینما را مطرح کرد، بعد از او بسیاری از علما از جمله آیت‌الله جوادی فهمیدند که می‌شود راجع‌ به سینما حکمت گفت و آن را از منظر حکمی دید.

 
به گزارش مردم۸۸ به نقل از رجانيوز ، پنجمین جلسه سلسله کلاس های «هنر از منظر شهید آوینی» با حضور یوسفعلی میرشکاک در کافه نخلستان اوج برگزار شد.
 
متن کامل سخنرانی میرشکاک در این جلسه به شرح ذیل است:
 
«اگر به خاطر داشته باشید خلاصه سخن کوندرا در جلسه گذشته این بود که رمان جست‌وجوی کشف معمای «من» است؛ این تعبیر پست مدرن است؛ این من برای گونه دوم قرن بیستم است که فمنیسم به‌ عنوان پایه پست مدرنیک مطرح شد.
 
در جلسه قبل عرض کردم مبانی اومانیسم اصالت انسان است، اما این انسان، انسان مذکر است، در پست مدرنیک این انسان به وجه مؤنث موجود تحلیل می‌شود، در آن صورت اولی، تمام عوالم اجمالی بود و بعد وجه تفصیل پیدا کرد.
 
تا اینجا مطالب جلسه گذشته بود، اما حال به اینجا برسیم که این «من» با وجود این که فردی است هیچ وقت در دسترس ما قرار نمی‌گیرد، رمان به دنبال جست‌وجوی کشف این معماست نه حل آن.
 
یعنی این من چگونه صورت می‌پذیرد؟ در رمان رئالیسیم یعنی رمان قرن 19 جمع، مطرح است، همیشه یک موقعیت جمعی از کمترین وجه آن یعنی خانواده گرفته تا بیشترین وجه یعنی سرزمین، در این رمان‌ها وجود دارد؛ البته رمان‌ها تا قبل از ورود به پست مدرنیک قهرمان دارند؛ یعنی شخصیت‌ها دارای مراتب هستند.
 
523 نفری که تولستوی در «جنگ و صلح» مطرح می‌کند، همه در یک مرتبه از وجود قرار ندارند، شما در رمان‌های آن دوره که منتشر می‌شود، یک وضع جمعی می‌بینید. در رمان‌های خودمان هم همین‌طور است؛ مثلاً دفاع مقدس وجه جمعی دارد، ضمن آن که فرد در کنش و سیر این جمع مدخلیت دارد، اما پس از آن زمانی که وارد قرن 20 می‌شویم، رمان‌ها فردی می‌شوند.
 
در تاریخ تمدن تکنیکی، ما از آغاز با موقعیت جمعی ارتباط داریم، اما پس از قرن 20، دو جنگ اتفاق افتاد، خیلی از روشنفکران و هنرمندان به این نتیجه رسیدند که آن بهشت موعود امکان تحقق ندارد، آن نوع خوش‌بینی که در غرب بود حتی به شرق نیز سرایت کرد، آنها فکر می‌کردند علم تا چندی دیگر حتی مسئله مرگ را نیز حل می‌کند، اما فهمیدند که آن بهشت به ‌نوعی جهنم تبدیل شده است.
 
ازدحام نفوس در شهرها، بیماری‌های مختلف، آلودگی شهرها، گسستی مناسبات خانوادگی، تباهی اخلاقی و از این دست مسائل، مشکلات جامعه مدرن است؛ به همین دلیل نویسنده‌ها از جمع به فرد رو آوردند؛ زیرا در دنیای مردن جز غربیت چیزی باقی نخواهد ماند؛ این اقتضای تصرف تکنیکی در نفوس عقول است که انسان را به ‌نوعی تنهایی خاص می‌راند.
 
در این دوران، رمان شکل خاص رئالیستی ندارد که از یک نقطه شروع کنیم و به زمان دیگر برسیم؛ زمان‌ها آشفته شده‌اند یعنی گذشته و حال و آینده در هم پیچیده شده‌اند، این یک تعبیر از بی‌زمانی و زمان‌زدگی در دنیای مدرن است؛ دیگر این که نویسنده‌ها این را می‌خواهند بگویند که زندگی در واقعیت جریان ندارد، زندگی درون انسان اتفاق می‌افتد، نمی‌دانم می‌شود این را مطرح کرد که شما با عالم به چه نحوی ارتباط دارید؟
 
ما برای درگیری‌ها، در اغلب اوقات، ذهنی عمل می‌کنیم؛ به ‌عبارت دیگر هر چه به این ‌سو می‌آییم، رمان نویسان فرد یا خود نویسنده را دایره مدار عالم قرار می‌‌دهند؛ در رمان رئالیستی این‌گونه نیست، کاراکترها موجوداتی هستند که در دسترس شما قرار دارند، اما در رمان پست مدرن شما و کاراکترها یکی می‌شوید، وقتی شما به آثار کوندرا مراجعه می‌کنید، با وجود آن که این بشر پرورده اروپای شرقی است و در جامعه ما هیچ گاه مناسبات کمونیستی حاکم نبوده، با کاراکترهای رمان او یکی می‌شوید؛ در رمان رئالیستی فاصله حفظ می‌شود، اما در رمان پست‌مدرن این فاصله از بین می‌رود، بنابراین یا شما با آن رمان ارتباط برقرار می‌کنید یا می‌گویید مزخرف است.
 
ما درست در زمان ظهور پست مدرنیزم با ادبیات جدید آشنا شدیم؛ در حقیقت ما بعد از «امیر ارسلان» بلافاصله به «بوف کور» صادق هدایت رسیدیم؛ در اصل همان‌گونه که ما عصر روشنگری را نداشتیم و بدون رنسانس وارد مدرنیته شدیم، دوران میانی ادبیات را نیز طی نکردیم.
 
این معمای خاص و معمای من در رمان مدرن مطرح می‌شود؛ سیدناالشهید(شهید آوینی) مدرنیزم را خوب درک کرده بود و با این فضاها بیگانگی نداشت؛ به همین خاطر براي مطرح کردن رمان و انقلاب اسلامی، به ‌دنبال آخرین رمان‌نویس بزرگ غربی یعنی کوندرا می‌رود.
 
شهید آوینی در کتاب خود از «وضع انسان» سخن می‌گوید؛ این وضع به معنی موقعیت انسان در دنیای مدرن است، از لحظه‌ای که از محل کار یا خانه خواستید به اینجا بیایید بسیاری اتفاقات می‌افتد که شما ناگزیر از کنار آنها می‌گذرید؛ چون می‌خواهید به جای خاصی برسید، مثلاً اگر دعوایی ببینید عبور می‌کنید، در حالی که انسان ماقبل مدرن درگیر می‌شد، من یادم هست، حتی تا بعد از ورود ما به مدرنیته ما درگیر می‌شدیم، مثلاً در میانه یک دعوا عده‌ای تلاش می‌کردند آن دو نفر را جدا کنند، اما الان حتی اگر دو نفر همدیگر را بکشند نیز دخالت نمی‌کنیم؛ چرا؟ چون ما نمی‌خواهیم درگیر شویم.
 
در دنیای مدرن هر گونه دخالت دردسر است؛ جهان به یک طلسم تبدیل شده است و ما در حال عبور از طلسم به‌سوی مقصد خودمان هستیم؛ فراموش نکنید که انقلاب اسلامی در همین طلسم اتفاق افتاد؛ یعنی داعیه انقلاب این می‌شود که ما باید در کار عالم مداخله کنیم، مثلاً باید در فلسطین، لبنان، عراق، اسرائیل و آمریکا مداخله کنیم؛ این یعنی انکار کلی جهان مدرن.
 
آیا رمان می‌تواند این وضع را بیان کند؛ کوندرا می‌گوید، می‌تواند؛ شهید آوینی هم می‌گوید، می‌تواند. شهید آوینی می‌توانست رمان بنویسد، همچنین می‌توانست فیلم داستانی بسازد، اما چرا رمان ننوشت؟ شهید آوینی اولین کسی بود که حکمت سینما را مطرح کرد، بعد از او بسیاری از علما از جمله آیت‌الله جوادی فهمیدند که می‌شود راجع‌ به سینما حکمت گفت و آن را از منظر حکمی دید.
 
من در رابطه با سینمای داستانی از شهید آوینی پرسیدم، او گفت که من می‌توانم بر دوربین و دور و بری‌هایم ولایت داشته باشم؛ ولایت به معنی ولایت درونی، یعنی دوربین تابع من باشد، اما نمی‌توانم مثلاً بر بازیگران زن و مرد ولایت داشته باشم، کسی که حکیم وضعیت مدرن است و اولین کسی که موقعیت انسان مسلمان را در دوران مدرن درک کرده، شهید آوینی است.
 
اما رمان را خودم تجربه کردم، بارها با تمام توان رمان‌هایی را شروع کردم، ولی هیچ یک را نتوانستم تمام کنم؛ چون دیدم بین اخلاق دینی و کاراکترها تعارض پیش می‌آید؛ این کاراکترها یا باید قدسی باشند یا انسان معمولی که اشتباه هم می‌کند؛ در این شرایط از کجا معلوم که جزو اشاعه‌ دهندگان فواحش نباشیم؟ حال ببینیم آیا همه در جهان هستند، مسلماً همه اشیا در جهانند، اما در جهان بودن هیچ کدام از اشیا با در جهان بودن انسان قابل قیاس نیست. اشیا عین انفعالند، ولی فعلی ندارند و در نسبت با جهان نیستند؛ بسیاری از انسان‌ها هم به همین مرتبه رسیده‌اند؛ برخی انسان‌ها «اولئِکَ کَل انعام بَل هُم اضل» هستند؛ پایین‌تر از حیوان چیزی جز نبات و جماد نمی‌ماند؛ این نوع زندگی (در جهان بودن) نیست و دازاینی که هایدگر می‌گوید نیست.
 
انسان ناگزیر است، انتخاب کند، اما هر چه جلوتر می‌رویم در دنیای مدرن این انتخاب سخت‌تر می‌شود. شنیده‌اید که آمار طلاق بالا رفته است، کسی فکر نمی‌کند که این نحوه در جهان بودن است که ما را به این وضع رسانده؛ انسان در جهان مدرن ضمن آن که راه خویش را می‌رود، مدام در حال درگیری با جهان پیرامون است. من یادم است که در زمان قدیم طلاق مسئله‌ای حیرت انگیز بود که پهنه بزرگی را در می‌نوردید؛ این یعنی بیرون رفتن از دایره سنت، اما امروز این‌گونه نیست، انسان‌ها سنتی ازدواج نمی‌کنند، سنتی هم زندگی نمی‌کنند، بنابراین سنتی هم از همدیگر جدا نمی‌شوند، رمان باید به این بپردازد، اما من هنوز کسی را ندیدم به این مسائل بپردازد؛ یک سوژه‌ای گیر آوردند به نام دفاع مقدس با چند سردار صحبت می‌کنند، آن زمان را تخیل می‌کنند و ملقمه‌ای درست می‌کنند به نام رمان دفاع مقدس.
 
غرب به این مایه از تصرف در ما رسیده که در فضای اطراف تمام مظاهر آن را می‌بینیم؛ غرب با در جهان بودن به این تصرف رسید. 
 
نترسید، ما می‌ترسیم، ما مسلمین می‌خواهیم رستگار شویم؛ رستگاری یک امر ضروری است، انسان غربی از رنسانس به این ‌سو به دنبال رستگاری نبوده، بلکه به ‌دنبال رهایی همه بوده است، حال هر اندازه غرب تلف شود، ایرادی ندارد؛ به همین دلیل آنها در هیچ ساحتی، از تفکر گرفته تا اخلاق دور نمی‌زنند، اما ما خطر را دور می‌زنیم، در این جهان بودن، بویژه در ادبیات و فلسفه مسئله بسیار مهمی است، شما باید موقعیت فردی خودتان را در جمع به معنای منتشر کلمه دریابید. تا هنگامی که نتوانید این «من» را طرح کنید، نمی‌توانید به دیگران کمک کنید، ما بخواهیم یا نخواهیم در این مدرنیته افتاده‌ایم، سودش به ما نمی‌رسد، اما زیانش به ما می‌رسد، مصیبت این است که نمی‌دانیم چه کار کنیم؛ ما نیاز به مدرنیته داریم، نمی‌توانیم بدون برق زندگی کنیم، به گذشته هم که نمی‌توانیم برگردیم، به اعتقاد بنده از این دور زدن خطر هم نمی‌توانیم طرفی ببندیم، ببینید در هیج یک از جنگ‌های مدرنیته سابقه نداشته افراد خودشان را روی مین بیندازند و راهی از گوشت بدن برای دیگران باز کنند.
 
ما که در جهاد اصغر این قدر موجودات حیرت‌انگیز داریم و به ‌جای آن که خطر را دور بزنیم، سراغش می‌رویم، چرا در عرصه تفکر و ادبیات خطر را دور می‌زنیم؟
 
ابتدای ورود ما به عالم مدرنیته چگونه است؟ تا قبل از انقلاب مشروطه زن‌ها حتی برای رفتن به مجلس روضه زنانه نیز با مشکل روبرو بودند، اما در همین جلسه این خانم‌ها را می‌بینیم، این امر از توابع دنیای مدرن است، انسان نمی‌تواند باور کند که روزگاری بوده که «من» نبوده، گذشته قبل از خود را چندان حساب نمی‌کند؛ همچنین نمی‌تواند باور کند «من» به ‌صورتی از وجود قبل از این دنیا وجود داشته است؛ یعنی قبل از این عالم ما در عوالم دیگری نیز حضور داشته‌ایم، اگر ما به جایی برسیم که بگوییم یک زمانی من نبودم، نیست انگاری از همین جا آغاز می شود.
 
زمانی که نسبتمان با مباحث دین و دیانت محفوظ است، از به کشتن دادن خود پروا نمی‌کنیم، اما از به کشتن دادن تفکر پروا داریم، اگر روی مین برویم پایمان قطع می‌شود، اما اگر با اندیشه روی مین برویم، خواهیم گفت چه کار کنیم تا این دردها  نشان داده نشوند، عبور از مدرنیته دشوار می‌شود، یک مثال می‌زنم ایران و کره با هم شروع کردند، حتی ایران چند سال قبل از کره پیکان ساخت، اما ایران کجاست و کره کجاست؟ اگر ما می‌توانستیم از مدرنیته عبور کنیم، به کره ماشین می‌دادیم.
 
اگر ما نتوانیم موقعیتمان را در دنیای مدرن و پست‌مدرن پیدا کنیم، مشکلات حل نمی‌شود و دور می‌زنیم؛ فردی که داخل گرداب شد، چاره‌ای ندارد، جز اینکه مدام بچرخد، تا ما موقعیتمان را پیدا نکنیم و از مدرنیته عبور نکنیم، همین‌گونه خواهیم بود.
 
حال این را بگویم که پرسش، پارسایی تفکر است؛ همان ‌گونه که گوش و چشم و دست تقوا دارد، تفکر هم تقوا دارد و تقوای تفکر، پرسش است؛ ما پرسش را دور می‌زنیم، اما باید به سمت آن برویم.
 
ما دو فطرت داریم؛ فطرت اول با حیوان تفاوتی ندارد و هر دو در پی ارضای غرایز. انسان مدرن از این گذشته است، آنها غذای حاضری را با سرعت می‌خورند، اما انسان شرقی سفره را می‌چیند، یعنی به نوعی یک مینیاتور موقت می سازد، اما در دنیای مدرن هر چه را که شده می‌خورند، سرپایی هم می‌خورند، این سمت ماجرا حل شده است، اگر آن سو هم حل شود، ظهور اتفاق می‌افتد.
 
الان جوانان ایران نیز یک روز ناهار می‌خورند و یک روز نمی‌خورند، چندان هم مهم نیست که چه بخورند؛ یعنی فرصتی برای پرداختن به این چیزها ندارند، یعنی جوانان به نوعی ریاضت ناخواسته افتاده‌اند.
 
اگر در فطرت ثانی نیز این ریاضت را پیدا کنند، ظهور اتفاق می‌افتد؛ در فطرت ثانی است که شما می‌توانید شئون بودن انسان در عالم را درک کنید، اگر از شما بپرسند فلسفه سخت‌تر است یا نویسندگی، کدام را انتخاب می‌کنید؟ نویسندگی سخت‌تر است؛ زیرا فلسفه به کلیات می پردازد، همین که به جزئیات می‌رسیم فلسفه کنار می‌کشد، اما کار نویسنده با جزئیات و مشکلات مردم است، پس کار نویسنده سخت‌تر است.
 
ممکن است شما از یک نویسنده مسلمان بشنوید کارهای کافکا مزخرف است، آن نویسنده مسلمان می‌گوید کافکا نهیلیست و پوچ‌گرا بوده و مزخرف است، اما کافکا در اصل، پوچ‌گرایی انسان مدرن را نشان می‌دهد.
 
تا زمانی که غرق در مدرنیته نشویم، درک رمان‌های کافکا سخت‌ است؛ البته باید بگویم که تمام فلاسفه از جزئیات روی گردان نبوده‌اند، مثلاً یک بار سارتر در انتخابات گفت، من به بی‌نظمی رای می‌دهم، می‌خواست بگوید من با نظم هر دو طرف که در انتخابات شرکت کرده‌اند، مخالفم؛ چون هر دو دروغ می‌گویند، اما او کسی است که گفته اگر پا نداری و در مسابقه دو اول نشدی مقصر خودت هستی؛ یعنی این‌قدر انسان و توانایی‌های انسان محوریت می‌یابد.
 
می‌رسیم به اصل دعوا؛ چرا ما ادبیات‌ با اين ‌معنا نداریم، چون زندگی را دام احساس نکرده‌ایم، اما از این به بعد رمان خواهیم داشت؛ زیرا ما بعد از انقلاب وارد معرکه مدرنیته شده‌ایم، بنابراین مدام بیش از پیش معضلات جامعه مدرن را حس می‌کنیم.
 
ما تا به حال می‌گفتیم اگر چیزی به ذهنتان نرسید، وضو بگیرد صلوات بفرستید تا ذهنتان باز شود، اما این را در رابطه با شعر می‌توانستیم بگوییم، اما در رابطه با رمان نمی‌توانیم چنین چیزی بگوییم؛ زیرا شعر یک امر دینی است و رمان امر دینی نیست.
 
دوباره به کافکا برگردیم؛ کافکا در رمان «مسخ» می نویسد، یک فرد زمانی که بیدار می‌شود، می‌بیند تبدیل به حشره‌ای شده است، اما ذهنش همچنان انسان است، اما تلاش می‌کند خانواده متوجه نشوند تا نگران نشوند، اما در نهایت خانواده او فهمیدند، سپس خانواده تلاش کرد تا افراد دیگر جامعه متوجه این قضیه نشوند، اما در نهایت آنها نیز فهمیدند.
 
تا به حال از رمان مسخ تحلیل‌های گوناگونی صورت گرفته است، مثلاً گفته‌اند این مشکل یک گرفتاری اخلاقی است، اغلب در دنیای مدرن مشکل این است که چگونه نان دربیاورند، چگونه خرج بچه‌هایشان را بدهند، اینها همه موقعیتی اقتصادی است یعنی انسان مدرن مسخ شده است.
 
فرانس کافکا که مسخ را نوشته است که به حشره تبدیل نشده بود، پس چگونه این رمان را نوشت؟ او مسخ شدن انسان مدرن را در جامعه متوجه شد؛ نویسنده ما نویسنده‌ای است که نسبت ما را با مخاطرات دنیای مدرن و پست مدرن بنویسد، ببینید الان ما در دنیای مدرن مستقر هستیم، شهید اندرزگو یک فرد اسطوره‌ای بود، اما او در مدرنیته نبود، او در تقابل مدرنیته بود، اما ما در مدرنیته واقع شدیم، زمانی ما نیز در تقابل با مدرنیته بودیم، اما آرام آرام در آن واقع شدیم، اما شما جوانان از همان ابتدا در مدرنیته به دنیا آمدید، بنابراین ما مخاطراتی که شما را تهدید می‌کند، درک نمی‌کنیم.
 
ما هنوز به ته نشست مدرنیته نرسیده‌ایم، هنوز اختیار و آزادی ما از بین نرفته است؛ چون آزادی ما دینی است، پس تا وقتی که در نسبت با اسلام هستیم، به ته نشست مدرنیته نخواهیم رسید.
 
ما باید خدا را شکر کنیم که قبل از آن که به آزادی برسیم، به دین و اسلام رسیده‌ایم که آن آزادی از ماسوی الله است.»
گفتنی است سلسله کلاسهای یوسفعلی میرشکاک با عنوان «هنر از منظر شهید آوینی» به همت سازمان هنری رسانه ای اوج و خانه سرود انقلاب اسلامی هر هفته سه شنبه ها ساعت 16 در کافه نخلستان اوج برگزار می شود و شرکت در آ« برای عموم آزاد است.
 

برای سلامتی و طول عمر حبیب ابن مظاهر انقلاب آیت الله جنتی(دامه برکاته) صلوات



http://mardom881.blogfa.com

طبق معمول بلاگفا

وبلاگهای که بر علیه سران ننگین فتنه می باشد

را یا مسدود می کند یا از لیست وبلاگها

حذف می کند.

واقعا جای تاسف دارد.


اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر

و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1392ساعت 14:11  توسط مردم، ملت شريف ايرن، بچه شيعه، حزب الله  | 

"تشویق به کشف حجاب در تهران و شهرستانها توسط معاندین نظام"

 

"تشویق به کشف حجاب در تهران و شهرستانها

توسط معاندین نظام"

 

خنثی سازی عملیات کشف حجاب در تهران با همکاری انقلاب نیوز

اخیرا گروه های معاند نظام و ضد دین دختران و زنان ایرانی را تشویق به کشف حجاب می کنند که متاسفانه چند زن  خودفروخته بی دین در تهران و چند شهر دیگر پروژه بی عفتی در جامعه ایرانی و اسلامی را اجرا کرده اند.

به گزارش انقلاب نیوز - سرویس فرهنگی ؛ اخیرا چند زن خود فروخته در شهر های مختلف کشور اقدام به کشف حجاب کرده اند تا بی عفتی در جامعه را ترویج نمایند و پروژه کشف حجاب که توسط گروه های ضد انقلاب و بی دین القا شده است را اجرا نمایند که خوشبختانه با اقدامات پیشگیرانه ماموران وزارت اطلاعات و پلیس پیشگیری نیروی انتظامی این اقدامات خنثی گردید و عوامل تشویق کننده آن در چند روز گذشته دستگیر شده اند.

یکی از خبرنگاران افتخاری انقلاب نیوز با پیگیری هایی که در تهران انجام داده است توانسته یکی از زنان بی بند وبار که در تهران اقدام به کشف حجاب کرده و یکی از سرکردگان و خودفروخته های ضد انقلاب بوده است با همکاری نیروی انتظامی تهران بزرگ و وزارت اطلاعات شناسایی و دستگیر کردند.

این زن ضد دین که در چند روز گذشته در تهران بصورت آزادانه گشت و گذار می کرده است و کسی هم متوجه زن بودن وی نشده در صحبت کردن با خبرنگار انقلاب بصورت اتفاقی و از روی لحن صحبت کردن و اندام وی مشخص شده که او زن است و اقدام به کشف کرده که با پیگیری و تعقیب کردنش بدست سربازان گمنام امام زمان (عج) و پلیس پیشگیری نیروی انتظامی دستگیر شد.

این زن دستگیر شده که پس از پانزده سال خارج نشینی به ایران بازگشته است و لیدر اصلی جریان بی عفتی در تهران بوده است رسما در بازجویی خود پس از دستگیری اش در وزارات اطلاعات هدفش را ترویج بی حیایی در جامعه اسلامی ایران عنوان کرده و اعلام داشته است که با چند زن دیگر قصد داشته اند در آستانه انتخابات ریاست جمهوری 92 جریان کشور را به سمت و سو های از پیش طراحی شده ضد انقلاب ببرند که خوشبختانه با هوشیاری سربازان گمنام امام زمان (عج) و پلیس پیشگیری نیروی انتظامی و همکاری مجموعه خبری انقلاب نیوز خنثی گردید و این زن و چند فرد مرتبط با آن در تهران دستگیر شدند که جای تقدیر فراوان دارد.

تصاویر ارسالی توسط خبرنگار انقلاب نیوز از زن خودفروخته و بی دین که اقدام به کشف حجاب در تهران کرده است

این زن در گفتگو با خبرنگار انقلاب نیوز در وزارت اطلاعات رسما همکاری خود را با مخالفان نظام افشا کرده است و اینکه قصد داشته با برخی عناصر خود فروخته دیگر در تهران و چند شهر دیگر اقدام به کشف حجاب نمایند که خوشبختانه نتوانسته به جایی برسد و اقدامی انجام دهد و در اولین روز از کشف حجاب در تهران بدست سربازان گمنام امام زمان (عج) دستگیر شد.

 
 

برای سلامتی و طول عمر حبیب ابن مظاهر انقلاب آیت الله جنتی(دامه برکاته) صلوات



http://mardom881.blogfa.com

طبق معمول بلاگفا

وبلاگهای که بر علیه سران ننگین فتنه می باشد

را یا مسدود می کند یا از لیست وبلاگها

حذف می کند.

واقعا جای تاسف دارد.


اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر

و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم فروردین 1392ساعت 9:34  توسط مردم، ملت شريف ايرن، بچه شيعه، حزب الله  | 

تکرار/ البرادعی چگونه جای مادر چاوز را گرفت؟! + عکس

 

تکرار/

البرادعی چگونه جای مادر چاوز را گرفت؟! + عکس

 

در عکس منتشر شده مردی که گفته می شود از بستگان چاوز است در حقیقت البرداعی بوده که در جریان دیدار لاریجانی با او روبوسی کرده است و نه بستگان چاوز در تشییع جنازه چاوز با احمدی نژاد!
 
  

تعجب آنکه چگونه جاعل فتوشاپ کار از عکس البرادعی که همه او را میشناسند استفاده کرده است!


   

عکس اصلی روبوسی البرداعی با لاریجانی نیز توسط خبرگزاری فارس منتشر شده بود.


 

برای سلامتی و طول عمر حبیب ابن مظاهر انقلاب آیت الله جنتی(دامه برکاته) صلوات



http://mardom881.blogfa.com

طبق معمول بلاگفا

وبلاگهای که بر علیه سران ننگین فتنه می باشد

را یا مسدود می کند یا از لیست وبلاگها

حذف می کند.

واقعا جای تاسف دارد.


اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر

و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1392ساعت 22:18  توسط مردم، ملت شريف ايرن، بچه شيعه، حزب الله  | 

تکرار/ تصویر "احمدی نژاد و مادر چاوز" واقعی است

 

تکرار/

تصویر "احمدی نژاد و مادر چاوز" واقعی است

 

ساعاتی پیش خبری در «انتخاب» تحت عنوان «اثبات جعلی و فتوشاپ بودن مصافحه‎ی احمدی‎نژاد با مادر چاوز + پوزش از جناب احمدی نژاد» منتشر شد که نظر یک خبرنگار «انتخاب» بدون ملاحظه سردبیر، تیتر نخست و به عنوان نظر تحریریه «انتخاب» منتشر شده است! خبر منتشره در «انتخاب» حاکی از جعلی بودن عکس معروف احمدی نژاد و مادر هوگو چاوز بود. در آن مطلب ، عکسی از پیرمردی شبیه البرادعی به جای مادر هوگو چاوز نشانده شده بود.
ساعاتی پیش خبری در «انتخاب» تحت عنوان «اثبات جعلی و فتوشاپ بودن مصافحه‎ی احمدی‎نژاد با مادر چاوز + پوزش از جناب احمدی نژاد» منتشر شد که نظر یک خبرنگار «انتخاب» بدون ملاحظه سردبیر، تیتر نخست و به عنوان نظر تحریریه «انتخاب» منتشر شده است!


خبر منتشره در «انتخاب» حاکی از جعلی بودن عکس معروف احمدی نژاد و مادر هوگو چاوز بود. در آن مطلب ، عکسی از پیرمردی شبیه البرادعی به جای مادر هوگو چاوز نشانده شده بود.

خبرنگار انتخاب ، با مشاهده عکس احمدی نژاد و پیرمرد ، بر این باور شد که عکس اصلی همین است و عکس رئیس جمهور و مادر چاوز ، فتوشاپ و جعلی است و با تصور اینکه کشف مهمی انجام داده، بدون اطلاع مسئولین رسانه، آن را به تیتر نخست و نظر «انتخاب» منتشر کرد.

خبرنگار انتخاب در خبر مذکور، اصل را بر برائت گذاشته و در یادداشتی احمدی نژاد را مبرای از این عمل مخالف شرع مقدس دانسته و از سر حریت و شجاعت ، عذرخواهی کرد.

با این حال ، صبح روز جاری ، کارشناسان فنی انتخاب اقدام به بررسی کارشناسی دو تصویر کردند که نهایتاً مشخص شد که متأسفانه عکس احمدی نژاد و چاوز ، صحت داشته و آنچه فتوشاپ بوده ، عکس احمدی نژاد و پیرمرد است!!

خبرنگار «انتخاب» در این اقدام عجولانه متوجه نشده که اولاً منبع اولیه تصویر «رویترز» است و نه دیلی تلگراف . ثانیاً در تصویر دوم که مدعی «جعل» بودن شده، توجه نکرده که آقای البرادعی (آنهم با آن حد از قد و قواه که مشخص است جعلی است) در آغوش جناب رییس جمهور چه می کند!



اگر به اذعان دولتی ها، آقای احمدی نژاد برای فرار از دست دادن با زنان، دست های خود را به شیوه ی بالا درمی آورد، چگونه است که ایشان در برابر یک مرد هم چنین حالتی را از خود به نمایش گذاشته اند؟

در واقع ، آنچه رخ داده ، شگرد حامیان دولت است که کوشیدند با تولید یک عکس جعلی و ارسال آن به رسانه ها ، از حسن نیت فعالان رسانه ای مستقل سوء استفاده کنند غافل از این که حتی اگر برای اندک زمانی چند خبرنگار دارای حسن ظن را تحت تأثیر قرار دهند، در نهایت این روسیاهی است که به جاعلانی می ماند که با ادعای اصولگرایی، در پی جعل تصاویر و فتوشاپ برای فرار رییس جمهور از انتقاد هستند.

متاسفانه در این میان، برخی رسانه های دولتی از جمله سایت روزنامه ایران با برجسته سازی این اتفاق، به خیال خود اقدام اخیر احمدی نژاد در برخورد با مادر چاوز را پایان یافته تلقی کرد! و حقیقت امر نیز آن بود که به قول یک سایت خبری دیگر ، «مهندسی معکوس: پیرمرد گمنام را با فتوشاپ به جای مادر چاوز گذاشتند!»

طبعاً انتظار آن است که این دست رسانه های دولتی از جمله سایت روزنامه ایران، جسارت حذف «عذرخواهی انتخاب از رییس جمهور» را داشته باشند یا می توانند همین گزارش را به جای آن گزارش پر از خطا، منتشر کنند.

... و در خاتمه، (با وجودی که عمده ی رسانه ها در چنین مواقعی سعی می کنند، از "عذرخواهی" فرار کنند) با همان جسارتی که خبرنگار «انتخاب» (البته بدون اطلاع تصمیم گیران سایت) اقدام به عذرخواهی از آقای احمدی نژاد کرد، این بار از مخاطبان عزیز پوزش طلبیده و مجدداً اعلام می کنیم که تصویر آقای احمدی نژاد و مادر چاوز کاملاً واقعی است و فتوشاپی در کار نیست!

ضمن آنکه درحالی که این اتفاق، مورد اذعان و اعتراف آقای میرتاج الدینی شاهد این صحنه قرار گرفته و رسانه های دولتی نیز، در واکنش به این اتفاق، سکوتی تایید آمیز کرده  اند، مشخص نیست چرا سایت های حامی دولت و البته خبرنگار خطاکار «انتخاب» تلاش کرده تا چنین وانمود کند که تصویر جعلی است!

برای سلامتی و طول عمر حبیب ابن مظاهر انقلاب آیت الله جنتی(دامه برکاته) صلوات



http://mardom881.blogfa.com

طبق معمول بلاگفا

وبلاگهای که بر علیه سران ننگین فتنه می باشد

را یا مسدود می کند یا از لیست وبلاگها

حذف می کند.

واقعا جای تاسف دارد.


اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر

و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم فروردین 1392ساعت 14:52  توسط مردم، ملت شريف ايرن، بچه شيعه، حزب الله  | 

تکرار/ رفتارهای احمدی‌نژاد نشانه چيست؟!

 

تکرار/

رفتارهای احمدی‌نژاد نشانه چيست؟!

 

در روزهاي اخير اتفاقاتي افتاد كه افكارعمومي به ويژه همان بيست و چند ميليوني كه با راي‌شان احمدي نژاد را رئيس جمهور كشور كردند، نيز انگشت حيرت بر دهان نهاده و از اين بي‌پروايي‌ها شايد پشيمان شده و حتي لب گزيدند.

زينب صناعي در جوان آنلاین نوشت: درست ۹۵ روز تا انتخابات رياست جمهوري سال آينده باقي مانده است و در اين اندك زمان رئيس‌جمهور كشورمان هر روز افكار عمومي را با موضوعاتي جديد روبه رو مي‌كند؛ سوژه‌هايي در نوع خود متفاوت و بسيار جديد كه شايد در اين چند ساله‌ي رياست جمهوري احمدي‌نژاد كمتر از وي ديده شده است.
 
در روزهاي اخير اتفاقاتي افتاد كه افكارعمومي به ويژه همان بيست و چند ميليوني كه با راي‌شان احمدي نژاد را رئيس جمهور كشور كردند، نيز انگشت حيرت بر دهان نهاده و از اين بي‌پروايي‌ها شايد پشيمان شده و حتي لب گزيدند.
 
احمدي‌نژادي كه زماني پله ترقي خود را هيئات مذهبي قرار داده بود و با نزديكي به مداحان اهل بيت(ع) سعي در جلب نظر مردم متدين كشورمان داشت و با شعار عدالت طلبي و مبارزه با فساد پا در ميدان سياست نهاد حالا هوگو چاوز رهبر كمونيست و مشروبخوار ونزوئلا را يكي از ۳۱۳ يار امام زمان(عج) مي‌داند كه در زمان ظهور آن موعود يگانه رجعت خواهد كرد و به همراه حضرت مسيح(ع) در ركاب آن حضرت حضور خواهند داشت.
 
حالا رئيس جمهور تنها حكومت شيعه در جهان مادر چاوز را به گونه‌اي در بغل مي‌گيرد و صورت به صورت دلداري‌اش مي‌دهد به گونه‌اي كه حتي با واكنش ميرتاج الديني معاون پارلماني رئيس جمهور در مجلس كه چندين بار روي دست او مي‌زند مواجه مي‌شود و شايد به نوعي تنها از مكتب ايراني مد نظر خود دفاع كرده و به مكتب والاي اسلام بي‌حرمتي مي‌كند.
 
در كجاي اسلام و شئونات مملكت اسلامي ما آمده است كه رئيس جمهور ايران اسلامي اينچنين با يك زن غريبه نامسلمان ابراز همدردي كرده و دست بر شانه وي گذاشته، صورت به صورت شود. مگر در زمان اداي آيين سوگند رياست جمهوري ايشان اينگونه قسم نخورده‌اند كه "من به عنوان رئیس جمهور در پیشگاه قرآن کریم و در برابر ملت ایران به خداوند قادر متعال سوگند یاد می کنم که پاسدار مذهب رسمی و نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی کشور باشم و همه استعداد و صلاحیت خویش را در راه ایفای مسوولیت هایی ‌که بر عهده گرفته‌ام، به کار گیرم و خود را وقف خدمت به مردم و اعتلای کشور، ترویج دین و اخلاق، پشتیبانی از حق و گسترش عدالت سازم و از هرگونه خودکامگی بپرهیزم"؟! متاسفانه احمدي‌نژاد پس از خاتمي دومين رئيس‌جمهوري است كه بر خلاف آئين اسلام با زنان نامحرم مصافحه مي‌كند.
 
البته قضاياي اين روزهاي اخير تنها به اينجا ختم نمي‌شود چرا كه اعلام عزاي عمومي از طرف هيئت دولت نيز به مناسبت درگذشت چاوز در جاي خود جاي بسي تامل دارد و به نظر مي‌رسد رئيس جمهوري در اين باره نيز زياده روي كرده است چرا كه اگر چاوز حتي براي كشور خودش و يا جهان آزادمردي بوده است اما كشور ما بزرگمرداني همچون حضرت آيت ‌الله حاج آقا مجتبي تهراني(ره) و حضرت آيت‌الله خوشوقت(ره) را در روزهاي اخير از دست داده و جاي خالي اين مراجع معظم تقليد بيش از پيش احساس مي‌شود، افرادي كه رهبر معظم انقلاب به واسطه شان و رتبه اخلاقي و معرفتي‌شان براي هر كدام پيام تسليت صادر كرده و نماز ميت را شخصا خود به جا آوردند. جاي سوال دارد كه اعلام عزاي عمومي فقط بايد براي مرگ رئيس‌جمهور كشور دوست و برادر ونزوئلا باشد يا شخصيت‌هاي داخلي نبايد از اين حيث برخوردار باشند و آيا داغ از دست دادن چاوز بيشتر از، از دست دادن اين مراجع تقليد و معلمان اخلاق بوده است؟!
 
براستي رفتارهاي اخير رئيس‌جمهور كه جو و فضاي افكار عمومي را به هم ريخته است، نشانه چيست؟! انگار امروز بيشتر از گذشته مي‌توان به مسئله مخالفت احمدي‌نژاد با مسائلي همچون گشت ارشاد پي برد!


برای سلامتی و طول عمر حبیب ابن مظاهر انقلاب آیت الله جنتی(دامه برکاته) صلوات



http://mardom881.blogfa.com

طبق معمول بلاگفا

وبلاگهای که بر علیه سران ننگین فتنه می باشد

را یا مسدود می کند یا از لیست وبلاگها

حذف می کند.

واقعا جای تاسف دارد.


اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر

و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1392ساعت 21:43  توسط مردم، ملت شريف ايرن، بچه شيعه، حزب الله  | 

به مناسبت 6 فروردین،سالگرد عزل آقای منتظری توسط حضرت امام (ره)

 

به مناسبت 6 فروردین،

سالگرد عزل آقای منتظری توسط حضرت امام (ره)

روایتی از تاثیر پذیری آقای منتظری از اطرافیان ناسالم

/ماجرای درگیری داخلی شیعیان افغانستان

با فتنه گری مهدی هاشمی
 
 

محمد امین فرج اللهی: رویدادها و حوادثی که در گذر زمان رخ می دهد و پس از چندی به مسئله ای به نام «تاریخ» تبدیل می شود، اگر همراه با روشنگری وبازکاوی هوشمندانه نباشد، گردی به نام «تحریف» بر تارک تاریخ می نشاند که نه تاریخ که «شبح تاریخ» نام دارد و در واقع «دستکاری در تاریخ» و «قلب حقیقت به نفع واقعیت!» خواهد بود.

به گزارش مردم۸۸ به نقل از رجانیوز،  همه ساله 6 فروردین ماه، یادآور عزل آقای منتظری از قائم مقامی رهبری توسط امام خمینی (ره) است که بازخوانی آن برای نسلهای بعدی آموزنده است.

آیت الله منتظری که از مبارزان مطرح دوره پهلوی بود، بعد از انقلاب نیز از نزدیکان امام (ره) محسوب می شد و به همین علت توسط مجلس خبرگان رهبری به قائم مقامی ایشان منصوب شد.

این اتفاق البته از همان ابتدا مورد مخالفت و نهی امام (ره) قرار گرفت اما بی توجهی به این مساله، منجر شد تا به تدریج فاصله آقای منتظری و امام (ره) بیشتر شود تا اینکه سرانجام ایشان در 6 فروردین سال 68، آقای منتظری را از مقام خود عزل کردند.

این مساله فارغ از اهمیت تاریخی خود، برای نسل های بعدی نیز آموزنده است، بگونه ای که نشان می دهد امام امت ذره ای در برابر مسئولیت های خود در راه انقلاب، رعایت اشخاص و گروه ها را نکرده و آنجا که متوجه وجود انحراف می شدند، با آنها قویا برخورد می کردند.

در همین راستا، طبق تاکیدات حضرت امام در نامه  6 فروردین 68،  علاوه بر ساده لوح بودن، یکی از اشتباهات بزرگ آقای منتظری تاثیر پذیری وی از منافقین و اطرافیان ناسالم بوده است که شایعات و ادعاهای ثابت نشده را به وی تلقین می کردند.

یکی از این موارد، مهدی هاشمی برادر داماد آقای منتظری است که طبق اعترافاتش، اقدامات تفرقه افکنانه خود در افغانستان را که منجر به مرگ هزاران شیعه این کشور شد، به مقامات جمهوری اسلامی نسبت می دهد و آقای منتظری نیز بعدها با استناد به همین موارد، از نظام جمهوری اسلامی ابراز گلایه می کند.

در ادامه مستنداتی در این باره را که برای اولین بار توسط رجانیوز منتشر می شود، می خوانید:

یکی از برجسته ترین اقدامات واحد نهضت های آزادی بخش به ریاست مهدی هاشمی معدوم (برادر داماد آقای منتظری) در دهه 60، سلسه اقداماتی است که منجر به جنگ داخلی بین شیعیان افغانستان و انحراف روند مبارزه با شوروی گشت.

او در اعترافات خود برای این کار دو علت را بیان می کند:

اول اینکه "چون سازمان نصر را رادیکال ترین گروه های شیعی می دیدیم آن را به عنوان محور مبارزات تقویت کردم."

دوم اینکه "لیبی برای حضور در آینده ی انقلاب اسلامی در افغانستان دنبال یک کانال مطمئن بود."


در نتیجه ی تقویت سازمان نصر، اختلاف و درگیری بین شیعیان افغانستان تشدید می شود و آنها از ادامه ی مبارزه با شوروی ناتوان می شوند به طوریکه جعفرزاده از یاران مهدی هاشمی در نامه ای گلایه آمیز اوضاع را اینگونه شرح می دهد: 

"سه سال تمام است که در مناطق مرکزی هیچ گونه عملیاتی از ناحیه ی حضرات علیه روس ها انجام نگرفته است و نیروهای خوب هم که خود را مجهز و آماده می کردند برای رویارویی با قوای ملحد روس، اینها غافلگیرانه به آنها حمله می کردند و مانع تشدید جنگ علیه روس ها توسط نیروهای خوب می شدند." (کتاب سنجه انصاف، ص 311)

طبق اعترافات مهدی هاشمی، مرتبط شدن سازمان نصر با لیبی از طریق نهضت ها صورت می گیرد. نتیجه این ارتباط تقویت سازمان نصر توسط لیبی و وقع درگیری بین شیعیان افغانستان است که حدود سه هزار نفر کشته برجای می گذارد. اما نکته ی قابل توجه این است که در آن مقطع زمانی هیچ کس حتی آیت الله منتظری نیز از اینکه سازمان نصر توسط "نهضت های آزادی بخش" به ریاست "سید مهدی هاشمی" با لیبی مرتبط گشته خبر ندارد.

از سوی دیگر مهدی هاشمی و نهضتها با وارونه نشان دادن حقایق در آن زمان، اینگونه القاء می کنند که درگیری بین شیعیان افغانستان نتیجه اقدامات دولت جمهوری اسلامی و خصوصا وزارت خارجه است و با شایعات و اقدامات مختلف این امر را دامن می زنند.

به عنوان نمونه سید مهدی هاشمی در آخرین گزارش کار خود از نهضت ها به آیت الله منتظری چنین می نویسد:

"همانگونه که حضرتعالی در جریان بوده اید دستهای فتنه گر شرق و غرب و ساده لوحی گروهها، جنگ خانمانسوز داخلی را بین شیعه و شیعه راه انداخت که در طول سه سال گذشته بیش از سه هزار نفر جوان شیعه کشته شد، تا اینکه به دستور حضرتعالی هیأتی بلندپایه از علمای افغانستان به سرپرستی آقای جواهری به عنوان حاکم شرع به افغانستان رفته و در طول چندماه فعالیت طاقت فرسا با همه خطرات  جانی که در برداشت، موج خونریزی را متوقف و حالت تفاهم و صلح را در مناطق شیعه نشین افغانستان برقرار ساختند.

البته ایادی دشمن همواره به فتنه گری مشغولند و بیم آن می رود که اگر اقدامات دیگری صورت نگیرد مجددا آتش جنگهای داخلی را مشتعل سازند." (خاطرات آیت الله منتظری، ص 1172)


آیت الله منتظری نیز با توجه به این گزارش و آدرسِ غلط، در یکی از نامه های اعتراضی خود به امام راحل پس از دستگیری سید مهدی به تاریخ 17/7/65 با اشاره به "کارشکنی بعضی بچه های وزارت خارجه" از نقش "نهضت ها" در تلاش برای ایجاد وحدت بین گروه های شیعه افغانستان تجلیل کرده و اینگونه می نویسد:

"در همین سال گذشته در افغانستان در اثر جنگ داخلی بین گروههای مسلمان شیعه مجاهد بیش از سه هزار شیعه کشته شد و مسی در ایران نجنبید، و همین نهضتها با نظارت من گروهی را به معیت حجت الاسلام آقای جواهری به عنوان حاکم شرع به داخل افغانستان فرستاد و آتش جنگ داخلی را خاموش کرد و درصدد هماهنگ کردن گروهها و رهبران آنان هستیم که در این جهت سپاه و اطلاعات اتفاقا با ما هماهنگ است ولی متاسفانه بعضی از بچه های وزارت خارجه کارشکنی می کنند و مایل نیستند وحدت کلمه بین شیعه های مجاهد افغانی بوجود آید. (خاطرات آیت الله منتظری، ص 1157)


وی همچنین در نامه ای به حجت الاسلام والمسلمین خامنه ای رئیس جمهور وقت نیز می نویسد:


"بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین

جناب مستطاب حجت الاسلام والمسلمین آقای حاج سیدعلی خامنه ای رئیس جمهور محترم ایراندامات افاضاته


پس از سلام و تحیت، جنابعالی توجه دارید که گروههای شیعه افغانستان به جای جنگ با حکومت مارکسیستی و قوای اشغالگر روس به برادرکشی اشتغال داشتند، و در اثر اعزام یک هیأت به سرپرستی جناب حجت الاسلام آقای جواهری با چه مشقاتی به جنگهای داخلی خاتمه داده شد، و در آن وقت رادیو مسکو و کابل تبلیغات زیادی علیه هیأت انجام دادند، و من چقدر وقت و نیرو مصرف کردم تا گروه های شیعه را به یکدیگر نزدیک کردم و بین آنان پیمان وحدتی منعقد شد که همه امضاء کردند ولی متاسفانه گروه نصر به اتکاء بچه های وزارت خارجه به بهانه های واهی از امضای پیمان سرپیچی کردند و مثل اینکه حکومت آینده افغانستان را منحصرا در تیول خود می دانستند..." (خاطرات آیت الله منتظری، ص 1027)


اینچنین است که سیدمهدی هاشمی و نهضت های آزادی بخش تحت امر او می شوند "منادی وحدت بین شیعیان مجاهد افغانستان" و وزارت خارجه به عنوان پشتیبانِ گروهِ وحدت شکن (یعنی سازمان نصر) معرفی می شود و هیچ کس حتی آیت الله منتظری خبردار نمی شود که آتش جنگ بین شیعیان افغانستان، ریشه در جرقه ای دارد که سیدمهدی با مرتبط کردن سازمان نصر و لیبی آن را برافروخته است.


جالب آنکه مهدی هاشمی در اعترافات اولیه خود مساله جنگ داخلی بین شیعیان افغانستان را به "دست مرموزی" نسبت می دهد که در طرفین این اختلاف نفوذ کرده است: "در افغانستان از چند سال قبل به اینطرف سلسله اختلافات گروهی و احیانا فکری بین جناح های شیعی وجود داشت و تا حدودی طبیعی بود. زیرا یک جناح داغ و تندرو از بچه های خوب و مقلد امام اینطرف بودند و یک جناح از مسلمانان معتدل و مقلد سایر مراجع آنطرف.

تدریجا اختلافات به تهمت زنی رسید. این جناح آن یکی را به ارتجاع و آن یکی این جناح را به روشنفکری و التقاط منتسب می کرد. بالاخره پس از مدتی کارشان به جنگ و خونریزی کشید. تحقیقاتی که هیأت فقیه عالیقدر به عمل آورد گویای برخی حقایق تکان دهنده است که یکی از آنها وجود یک دست مرموز سوم که هم در اینطرف نفوذ کرده و هم در آن طرف و با مهارت و برنامه ریزی و خط کلی که از اربابان چپ خارجی (کا- گ- ب) میگرفته موفق شده محیط تشیع افغانستان را به خون بکشد که در طول دوسال اخیر بیش از سه هزار نفر جوان شیعه و مبارز ترور و قتل عام شدند." (پرونده اعترافات سیدمهدی هاشمی در مرکز اسناد انقلاب اسلامی. کدبازیابی 325800060)

گفتنی است امام (ره) در نامه تاریخی عزل آقای منتظری با عنایت به همین موارد، می نویسند:

"شما در اكثر نامه‌ها و صحبت‌ها و موضعگيري‌هايتان نشان داديد كه معتقديد ليبرال‌ها و منافقين بايد بر كشور حكومت كنند. به قدري مطالبي كه مي‌گفتيد ديكته شده منافقين بود كه من فايده‌اي براي جواب به آنها نمي‌ديدم. مثلا در همين دفاعيه شما از منافقين تعداد بسيار معدودي كه در جنگ مسلحانه عليه اسلام و انقلاب محكوم به اعدام شده بودند را منافقين از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و مي‌بينيد كه چه خدمت ارزنده‌اي به استكبار كرده‌ايد. در مساله مهدي هاشمي قاتل، شما او را از همه متدينين متدين‌تر مي‌دانستيد و با اينكه برايتان ثابت شده بود كه او قاتل است مرتب پيغام مي‌داديد كه او را نكشيد ... سعي كنيد افراد بيت خود را عوض كنيد تا سهم مبارك امام بر حلقوم منافقين و گروه مهدي هاشمي و ليبرال‌ها نريزد."

 طبق اعترافات مهدی هاشمی، مرتبط شدن سازمان نصر با لیبی از طریق نهضت ها صورت می گیرد. نتیجه این ارتباط تقویت سازمان نصر توسط لیبی و وقع درگیری بین شیعیان افغانستان است که حدود سه هزار نفر کشته برجای می گذارد. اما نکته ی قابل توجه این است که در آن مقطع زمانی هیچ کس حتی آیت الله منتظری نیز از اینکه سازمان نصر توسط "نهضت های آزادی بخش" به ریاست "سید مهدی هاشمی" با لیبی مرتبط گشته خبر ندارد.

 

مطالب مرتبط:

متن نامه تاریخی عزل آقای منتظری توسط امام: تاریخ اسلام پر است از خیانت بزرگانش به اسلام

نمونه ای مستند از تأثیر گذاری هدفمند منافقین بر ذهن آقای منتظری

مردود در امتحان سخت؛ چرا و چگونه آقاي منتظري از قائم مقامي رهبري بركنار شد؟

امام خمینی:ترسيدم كه با پخش اين نامه، خون مردم به جوش بيايد و بريزند و آقاي منتظري را بكشند

چرا قائم مقام رهبری باید اطرافیان امام خمینی را "شیاطین" بنامد؟+ نامه منتشرنشده مهدی هاشمی به آیت الله منتظری

حمایت های بیست ساله bbc نشان داد چه کسانی نامه محرمانه سال 67 را لو داده اند/ چه کسانی آرزوی فوت امام را داشتند؟

گزیده ای از رنجنامه مرحوم سید احمد خمینی به مرحوم منتظري / 1

گزیده ای از رنجنامه مرحوم سید احمد خمینی به مرحوم منتظري / 2

گزیده ای از رنجنامه مرحوم سید احمد خمینی به مرحوم منتظري / 3

بازخواني نامه تاريخي کروبي به آيت الله منتظري

روایت تاریخی کریم سنجابی از منتظری و یک پرسش ساده از اصلاح طلبان

نقش منتظری در انتصاب بازرگان به نخست وزیری

نقش هاشمی در قائم مقامی منتظری به روایت آیه الله ری شهری

ناگفته هايي از تجمع سال76 عليه منتظري و تحصن سال78 در حمايت از علامه مصباح

موسوي: عکس هاي منتظري در سراسر کشور جمع شود

جايگزين شهيدلاجوردي گفت به خاطر مخالفت با منتظري استعفا دهيد

گزافه گویی منتظری علیه حاج احمدآقا و سکوت حسن مصطفوی!

تفاوت بینش امام و منتظری پیرامون صدور انقلاب

ادعای پسر منتظری، صدای هاشمی را هم درآورد

تفاوتهای خواندنی منتظری و شهید مطهری از زبان منتظری

نقش دهي راديکالي به منتظري و پیش بینی فاشیسم سبزها

مجيد انصاري(سال 76): منتظري مرتكب زشت ترين منكرات شده است

عكس يادگاري دين پژوه سبز از منتظري تا ابي

حمله نوه منتظری به دانشجوی شریف+عکس

3 سال قبل در تشييع جنازه منتظري چه گذشت؟

اینفوگرافی: آيت اللهي كه دل امام را خون كرد +دانلود

 


برای سلامتی و طول عمر حبیب ابن مظاهر انقلاب آیت الله جنتی(دامه برکاته) صلوات



http://mardom881.blogfa.com

طبق معمول بلاگفا

وبلاگهای که بر علیه سران ننگین فتنه می باشد

را یا مسدود می کند یا از لیست وبلاگها

حذف می کند.

واقعا جای تاسف دارد.


اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر

و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم فروردین 1392ساعت 8:27  توسط مردم، ملت شريف ايرن، بچه شيعه، حزب الله  | 

چرا برای فاطمیه دو تاریخ ذکر شده است؟

 

چرا برای فاطمیه دو تاریخ ذکر شده است؟
 
 

تاریخ شهادت حضرت زهرا(س)در روایات مختلفی متفاوت است و از چهل روز تا شش ماه بعد از رحلت پیامبر(ص) بیان شده است. اما میان علمای شیعه، دو احتمال معتبر است: هفتاد و پنج روز بعد از رحلت پیامبر(ص) یا نود و پنج روز بعد از رحلت ایشان.

شهادت غریبانه حضرت زهرا(س) در فاصله کمی از رحلت پدر گرامیشان اتفاق افتاده است. اما تاریخ دقیق شهادت ایشان در میان روایت های مورخان متفاوت است.

با توجه به رحلت پیامبر اسلام(ص)  در بیست و هشتم صفر، بنا به روایت هفتاد و پنج روز، در مورخه سیزدهم تا پانزدهم جمادی الأوّل، شهادت حضرت زهرا(س) است و این ایام را فاطمیة اوّل می‌ خوانند.

اما بنا به روایت نود و پنج روز، شهادت حضرت زهرا (س) در سوم تا پنجم جمادی الثانی است و این ایام را فاطمیة دوم می‌ خوانند.

بنابراین؛ ایام فاطمیه جمعا 6 روز می باشد، 3 روز در ماه جمادی الاول و 3 روز در ماه جمادی الثانی. فاطمیه اول از 13 تا 15 جمادی الاول است و فاطمیه دوم از سوم تا پنجم جمادی الثانی می باشد.

البته در فرهنگ عامه شیعیان عراق عزاداری فاطمیه به جای دو دهه، در  سه دهه برگزار می‌شود، که «دهه اول فاطمیه» ۴۰ روز بعد از درگذشت محمد(ص) می‌باشد، که مورخ هشتم ربیع الثانی است. البته این تقسیم بندی دربعضی هیات های شهرهایی مانند قم و تهران هم  وجود دارد.

علت اختلاف ها در زمان شهادت چیست؟

با وجود این که علمای شیعه و سنی به خاطر شرایط خاص روزهای پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) و شهادت و تدفین مخفیانه و شبانه حضرت زهرا(س)  روایت های مختلفی از تاریخ شهادت آن حضرت ذکر کرده اند. اما شاید بتوان گفت بزرگترین دلیل این اختلاف، شیوه نگارش و رسم الخط خاص آن زمان بوده است.

در عرف، به دهه دوم جمادی الاول، از دهم تا بیستم جمادی الاول که بنابر قول 75 روز، شهادت آن بانوی بزرگوار در آن واقع شده است دهه فاطمیه اول و به دهه اول جمادی الثانی از اول تا دهم جمادی الثانی، که طبق قول 95 روز، شهادت حضرت زهرا(س) در آن واقع شده است، دهه فاطمیه دوم گفته می شود.

در نوشته‌های عربی قدیم از نقطه استفاده نمی‌شده است و کلیه‌ی حروف دارای نقطه نبودند، به‌همین خاطراعداد «هفتاد»(سبعون) و «نود» (تسعون) در زبان عربی مانند هم نوشته می‌شده است که برای تاریخ نویسان دوره‌های بعد قابل تشخیص از هم نبوده است.

با این حال به نظر می رسد براساس روایت های مختلف مورخان شیعه، احتمال شهادت حضرت زهرا(س) در فاطمیه دوم یعنی95 روز پس از رحلت پیامبر(ص) بیشتر باشد. هرچند علما و بزرگان دینی توصیه به پاسداشت  و عزاداری در هردو تاریخ داشته اند.


برای سلامتی و طول عمر حبیب ابن مظاهر انقلاب آیت الله جنتی(دامه برکاته) صلوات



http://mardom881.blogfa.com

طبق معمول بلاگفا

وبلاگهای که بر علیه سران ننگین فتنه می باشد

را یا مسدود می کند یا از لیست وبلاگها

حذف می کند.

واقعا جای تاسف دارد.


اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر

و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1392ساعت 3:37  توسط مردم، ملت شريف ايرن، بچه شيعه، حزب الله  | 

لزوم تدوین استراتژی انرژی بر مبنای اقتصاد مقاومتی

 

لزوم تدوین استراتژی انرژی بر مبنای اقتصاد مقاومتی

 

ارسلان ظاهری بیرگانی*- امروزه انرژی، پیش نیاز رشد اقتصادی ملت ها محسوب می شود،ما یک کشور بسیار غنی از لحاظ منابع انرژی هستیم و هم اکنون کشور ایران از لحاظ ذخائر نفتی بعد از کشورهای عربستان، ونزوئلا و کانادا در مقام چهارم جهان و در بخش ذخائر گازی نیز بعد از کشور روسیه در مقام دوم جهان قرار دارد، اما روی هم رفته کشور ایران از لحاظ مجموع ذخائر هیدروکربوری در جهان اول است.

 

 

این نیز یک حقیقت تلخ است که کشور ما در حوزه ی بنزین برای اتومبیل، مصرف خانگی نفت و گاز برای گرمایش و مصرف الکتریکی برای روشنائی عمیقاً با اسراف روبروست، بطوریکه ایران در بخش مصرف گاز، بعد از کشورهای امريكا و روسيه سومين مصرف كننده بزرگ محسوب می شود.

لذا شدت مصرف انرژی در ایران بالاست و در این زمینه فاصله زیادی با استاندارد های جهانی دارد و از طرفی بهره وري انرژي  در ایران نیز در مقایسه با استاندارد های جهانی بسیار پائین است.

 از دیگر سوی، به سبب ماهیت نظام اسلامی و چالش های آن با نظام سلطه، ما امروز در يك ميدان وسيعى در مقابله‌ى با جبهه‌ى دشمن قرار گرفته‌ايم؛ امروز دشمن با تنگ تر نمودن حلقه تحریم ها، مرحله به مرحله از زوایای جدید «جنگ تمام عیار اقتصادی» خود رونمائی می کند.

آنچه مسلم است، وابستگی اقتصاد ما به نفت یک میراث شوم صد ساله و یک نقطه ضعف اساسی است، که در این رویارویی و این نبرد اقتصادی دشمن بصورت جدی بر روی آن حساب باز کرده است. 

 استراتژی انرژی و اقتصاد مقاومتی

«راهبرد و استراتژی» ما در زمینه انرژی باید بر مبنای اقتصاد مقاومتی تدوین گردد تا در کنار فائق آمدن بر این نقاط ضعف، مسیر رشد و بالندگی را نیز در پیش بگیریم. مردم و مسئولان ما باید واقعاً بپذیرند که ما در یک نقطه بسیار حساس به سر می بریم، همبستگی ملت و نظام در این برهه تاریخی می تواند کشور را به خوبی از «پیچ تاریخی» عبور دهد. چرا که به تعبیر رهبری فرزانه انقلاب: «يك واقعيت ديگر هم اين است كه اگر كشور در مقابل فشارهاى دشمن - از جمله در مقابل همين تحريم ها و از اين چيزها- مقاومت مدبرانه بكند، نه فقط اين حربه كُند خواهد شد، بلكه در آينده هم امكان تكرار چنين چيزهائى ديگر وجود نخواهد داشت».

برای تدوین یک «سند جامع در حوزه ی انرژی» جمهوری اسلامی ایران، می بایست افزون بر توجه به نقاط ضعف و قوت، فرصت ها و تهدیدهای احتمالی نیز بر مبنای اقتصاد مقاومتی و با نگاه به وجود یک دشمن جدی در عرصه اقتصاد و انرژی به خوبی مورد بررسی قرار گیرد، اگرچه « سبک و شیوه زندگی» مردم در استفاده صحیح و بهینه از انرژی امری است ضروری، اما بنظر می رسد با توجه به اهمیت روزافزون انرژی در معادلات جهانی و به تبع آن اهمیت امنیت عرضه و تقاضای انرژی در بین کشورهای تولیدکننده و مصرف کننده انرژی، داشتن یک «استراتژی انرژی» جامع، مسنجم، هدفمند و در برگیرنده همه ابعاد برای نیل به اهداف مشخص یک «اولویت جدی و اساسی» است و به منظور ارتقاء موقعيت عيني انرژي ایران در منطقه و جهان تدوین و تبیین اهداف و سیاستگذاری های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت است.

اطلاعات و انرژي، منابع نوين قدرت ملي

به اعتقاد صاحب نظران، منابع نوين قدرت ملي- در جهان آينده- دو ستون اصلي دارد: اطلاعات و انرژي.

در نتيجه نيمي از توان ملي را انرژي تشکيل مي‌دهد، پس به همين نسبت، نيمي از سياست‌گذاري‌ها، بايستي معطوف به ارتقاء موقعيت عيني انرژي در طرح‌ها و برنامه هاي ملي گردد.

بارزترین بستر و زیرساخت «اطلاعات» اینترنت و فضای مجازی است و به جهت اهمیت حیاتی آن در نظام اسلامی، با تدبیر هوشمندانه رهبر فرزانه انقلاب، «شوراي عالي فضای مجازی» در بالاترین سطح ملی و بعنوان یک نهاد حاکمیتی از سوی آن معظم له تشکیل و به خوبی کار خود را آغاز و در این زمان کوتاه برنامه های هدفمندی را پیاده نموده است.

حوزه انرژی کشور، ائم از انرژی های تجدید ناپذیر (شامل نفت، گاز طبیعی، زغال سنگ ، انرژی هسته ای) و انرژی های تجدید پذیر (شامل سوخت های زیستی یا بیوماس، برق آبی، زمین گرمائی، بـادی و خورشیدی)  در این«جنگ تمام عیار اقتصادی» با آمریکا و دنیای غرب، در خط مقدم حملات و « تحریم های به زعم خودشان  هوشمند و فلج کننده» قرار دارند.

الزامات جنگ، وجود مرکز فرماندهی است.

از اصلی ترین الزامات حضور در هرجنگی (به منظور مقابله هوشمندانه و هدفمند و با برنامه با دشمن متخاصم)، وجود یک « مرکز فرماندهی» است. اگر ما معتقدیم که در این جنگ اقتصادی، حوزه انرژی ما یکی از«خطوط مقدم» است، پس باید برای آن مرکز فرماندهی داشته باشیم.

آنگونه که پیداست روند تحریم ها و فشارها یک روند طولانی و بلند مدت را در پیش گرفته است، بر مبنای آنچه گفته شد، انجام اقداماتی هماهنگ و منسجم از سوی مسئولان و دست اندرکاران حوزه ی انرژی کشور (ائم از وزارت نفت، وزارن نیرو، کمیسیون انرژی مجلس، وزارت اقتصاد و دارائی و ...) کاملاً ضروری است.

به تعبیر رهبری انقلاب« ما امروز باید فكر روزى را بكنيم كه كشور ما نفت نداشته باشد؛ اگر نكنيم، آن روزى كه نفت تمام مي شود، ما نيستيم، اما اثر سوء اين عمل ما آن روز خواهد بود». از طرفی کشور ايران سرشار از منابع انرژي تجديدپذير و تجديدناپذير است و باید در حوزه انرژي، سياست‌هاي راهبردي خود را به سمت و سوي تعدد و تنوع در استفاده از انرژي‌هاي روز جهان سوق دهد.

در همین راستا پیشنهادات مهم ذیل ارائه می گردد:

1- پیشنهاد تشكيل شوراي عالي انرژي از سوی رهبری معظم انقلاب

به جهت اهمیت فراوان انرژی، لزوم برنامه‌ريزی و هماهنگی به منظور بهره‌گيری حداكثری از فرصت‌ها در جهت ارائه خدمات گسترده و مفيد، از دلايل اصلی ضرورت تشكيل شورای عالی انرژی است. شورايي كه هم فرا وزرات خانه اي باشد و هم آنكه بتواند نقش موثري در سياست گذاري ها و نظارت بر امور انرژي و سوخت كشور را برعهده داشته باشد. البته تشکیل چنین شورائی در سال 81 از سوی رئیس وقت مجلس به رئیس جمهور ابلاغ شده است و  این در حالیست که در 9 سال گذشته به تعداد انگشتان دست هم جلسات شورای مذکور برگزار نشده است. به نظر می رسد بر مبنای آنچه گفته شد، تشکیل و یا به نوعی احیاء شورای عالی انرژی به عنوان یک نهاد حاکمیتی و فرا وزارتخانه ای، امری است کاملاً ضروری است.

 2- پیشنهاد تشكيل مركزی بنام مركز ملّی انرژی كشور

همانطور که گفتیم از اصلی ترین الزامات جنگ، وجود یک مرکز فرماندهی است. اگر ما معتقدیم که در این جنگ اقتصادی، حوزه انرژی ما یکی از«خطوط مقدم» است، پس باید برای آن مرکز فرماندهی داشته باشیم. مرکزی که به خوبی بتواند «وضع موجود» همه بخش های انرژی را بخوبی رصد و با ترسیم«وضع مطلوب» برای نیل به آن برنامه ریزی کند. لذا پیشنهاد می گردد پس از تشکیل شورای عالی انرژی، اين شورا مركزی بنام مركز ملّی انرژی كشور نیز ايجاد كند. اعضای حقوقی پیشنهادی اين شورا عبارتند از: رئيس جمهور(رئيس شورای عالی)، رئيس مجلس شورای اسلامی، رئيس قوه قضائيه، رئيس سازمان صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران، دبير شورای عالی و رئيس مركز، وزير نفت، وزير نیرو ، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزير علوم، تحقيقات و فناوری ، رئيس كميسيون انرژی مجلس شورای اسلامی، تعيين گردد.

3- حرکت به سمت خودکفـائی در دانش و تکنولوژی های مورد نیاز در زمینه انرژی

دست یابی به دانش های بنیادی و تحقیقات مهندسی و سرعت بخشیدن به تجارتی کردن تکنولوژی های توسعه یافته به واسطه سرمایه گذاری در تحقیقات

4- متنوع ساختن منابع تامین انرژی ایران

این اقدام با افزایش سهم انرژی های هسته ای و تجدیدپذیر در مقابل انرژی های فسیلی (مانند نفت، گاز و زغال سنگ) که علاوه بر آثار مثبت زیست محیطی، عرضه انرژی را خواهد افزود و در دراز مدت با استقلال بخشیدن بیشتر به کشور از نوسانات جهانی انرژی، مسأله استراتژیک انرژی را مرتفع خواهد ساخت.

نمودار سهم انواع انرژی اولیه در سبد عرضه انرژی ایران– 2009 

 

 

نمودار تولید الکتریسیته بوسیله انواع انرژی در ایران بین 1971 تا 2009

 

مطابق شکل های فوق به جزء نفت و گاز طبیعی و انرژی برق آبی، مابقی انرژی های اولیه سهم بخصوصی در سبد انرژی ایران ندارند.

5- افزایش انعطاف پذیری و کارائی در مصرف انرژی

6- کاهش وابستگی اقتصاد ایران به نفت

7- جلوگیری حداکثری از خام فروشی نفت و عرضه نفت بصورت خام

به تعبیر مقام معظم رهبری«خام فروشی» بدترین نوع استفاده از نفت است و در واقع تاکنون این«سرمایه بین نسلی»بیش از آنکه بعنوان یک «سرمایه» مورد توجه باشد، بعنوان«درآمد» در دست دولت ها بوده است.

8- افزایش مصرف گاز طبیعی به عنوان منبع انرژی پاک

گاز طبیعی به‌ دلیل توجه روز افزودن به محیط زیست سالم‌تر و نیز به دلیل تحولات به وجود آمده در فن‌آوری‌ انتقال، با سرعت، سهم خود را در سبد انرژی‌ افزایش خواهد داد، در این زمینه نیز کشورهای‌ مهمی از جمله ایران، در منطقه وجود دارند که بر اهمیت نقش این منطقه در تأمین انرژی مورد نیاز جهان آینده می‌افزایند.

9- افزایش تولید و مصرف منابع انرژی تجدید پذیر

10- افزایش مصرف دیگر سوخت ها در بخش حمل و نقل

11- ایجـاد اشتغال و ارتقای رشد اقتصادی در حوزه انرژی

12- مدرنیزه کردن زیرساخت های انرژی

13- استفاده از روش های نوین در صرفه جوئی (گسترش استفاده از وسائل نقلیه کم مصرف و ...)

14- افزایش ضریب بهره برداری از منابع انرژی( که به دنبال خود کاهش رشد تقاضا در بازار انرژی را به دنبال خواهد داشت).

15- توجه به تولید صیانتی و توسعه میادین نفت و گاز، به ویژه میادین مشترکو میدان گازی پارس جنوبی در راستای سند چشم انداز 1404

بر طبق سند چشم انداز، صنعت نفت و گاز ايران باید در افق 1404:

الف) حفظ جايگاه ظرفيت دومين توليد كننده نفت خام در اوپك كه مستلزم حفظ فاصله مناسب از نظر ايجاد ظرفيت توليد با ساير رقباي اين جايگاه مي باشد.

ب) دستيابي به جايگاه دوم جهاني در ظرفيت توليد گاز طبيعي با توجه به ضرورت استفاده از مخازن مشترك.

ج) دستيابي به جايگاه اول منطقه به لحاظ ظرفيت پالايشي به منظور ايجاد بالاترين ارزش افزوده از منابع هيدروكربوري كشور.

د) دستيابي به جايگاه اول منطقه از لحاظ ارزش توليد مواد و كالاهاي پتروشيميايي به منظور ايجاد بالاترين ارزش افزوده از منابع هيدرو كربوري كشور.

ه) نيل به جايگاه اول فناوري نفت و گاز در منطقه.

وجود ۲۶ میدان نفتی مشترک بین ایران و همسایگان خود به توجه جدی مسئولان به منظور توسعه و بهره برداری هرچه سریعتر از این میادین نیازمند است، در میدان پارس جنوبی ارزش گازی كه ذخیره شده است، معادل درآمد 120 سال صادرات نفت خام تولیدی كشور است. این میدان بزرگترین میدان گازی جهان است در خلیج فارس که در صورت برداشت کامل گاز آن، انرژی 10 سال کل ساکنان کره زمین تامین می گردد. مساحت این میدان ۹۷۰۰ کیلومتر مربع است که ۳۷۰۰ کیلومتر مربع آن در آب های سرزمینی ایران و ۶۰۰۰ کیلومتر مربع آن در آب های سرزمینی قطر قرار دارد.

لایه نفتی پارس جنوبی با ذخیره‌ای بالغ بر 6/1 میلیارد بشکه نفت درجا، بین دو کشور ایران و قطر، مشترک است. با وجود مشترک بودن لایه نفتی پارس جنوبی با میدان الشاهین قطر و بهره‌برداری قریب به 450 هزار بشکه نفت در روز توسط طرف قطری، برداشت روزانه 35 هزار بشکه در فاز اول این طرح تاکنون محقق نشده است و برداشت نفتی قطر از پارس جنوبی حدود 13 برابر ایران است(1).

16- استفاده از درآمدهای نفت جهت حمایت از تولید ملی

ما تا به كار ايرانى و سرمايه‌ى ايرانى احترام نگذاريم، توليد ملى شكل نمي گيرد؛ و اگر توليد ملى شكل نگرفت، استقلال اقتصادى اين كشور تحقق پيدا نمي كند؛ و اگر استقلال اقتصادى يك جامعه‌اى تحقق پيدا نكرد - يعنى در مسئله‌ى اقتصاد نتوانست خودش تصميم بگيرد و روى پاى خود بايستد - استقلال سياسى اين كشور تحقق پيدا نمي كند؛ و اگر استقلال سياسى يك جامعه‌اى تحقق پيدا نكرد، بقيه‌ى حرفها، جز حرف، چيز ديگرى نيست. تا يك كشور اقتصاد خود را قوى نكند، پايدار نكند، متكى به خود نكند، مستقل نكند، نميتواند از لحاظ سياسى و فرهنگى و غيره تأثيرگذار باشد.كشور ما به اقتصاد قوى و پايدار احتياج دارد(2)

 

* کارشناس مهندسی نفت و دانشجوی کارشناسی ارشد اقتصاد انرژی

 

پی نوشت:

۱) گزارش اداره کل نظارت وبازرسی نفت سازمان بازرسی کل کشور

۲) مقام معظم رهبری

 

 


برای سلامتی و طول عمر حبیب ابن مظاهر انقلاب آیت الله جنتی(دامه برکاته) صلوات



http://mardom881.blogfa.com

طبق معمول بلاگفا

وبلاگهای که بر علیه سران ننگین فتنه می باشد

را یا مسدود می کند یا از لیست وبلاگها

حذف می کند.

واقعا جای تاسف دارد.


اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر

و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1392ساعت 11:20  توسط مردم، ملت شريف ايرن، بچه شيعه، حزب الله  |